خاطرات و خلاصه دروس یک معلم














گزارش تخلف
پرسشکده
> مذهب



من
پاسخ بهتری دارم !









پیوند همیشگی پاسخ
فقها و متفکران اسلامى، براى اثبات ولایت فقیه و مشروعیت حکومت ولایى، به دلایل
نقلى -اعم از آیات و روایات‏و دلایل عقلى متعددى تمسک جسته‏اند که بیان هر یک و
چگونگى دلالت هر کدام بر ولایت فقیه، نیازمند بررسى‏هاى مفصّل است. یکى از دلایل
نقلى، مقبوله عمر بن حنظله است که در طول تاریخ مورد استناد فقیهان شیعه بوده است.
در این روایت امام صادق(ع) مى‏فرماید: H}«... من کان منکم ممن قد روى حدیثنا و نظر
فى حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانى قد جعلته علیکم حاکماً
فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانما استخف بحکمنا و علینا رد و الرادعلینا کالراد
على الله وهو على حد الشرک بالله» {H؛V}اصول کافى، ج 1، ص 67؛ وسائل الشیعه، ج 18،
ص 98.{V کلینى(ره) به سند خود از عمر بن حنظله روایت مى‏کند: «از امام صادق(ع)
پرسیدم: دو نفر از ما (شیعیان) که در باب «دین» و «میراث» نزاعى دارند، پس به نزد
سلطان یا قاضیان  جهت حل آن مى‏روند؛ آیا این عمل جایز است؟ حضرت فرمود: هر کس در
موارد حق یا باطل به آنان مراجعه کند؛ در واقع به سوى طاغوت رفته و از او مطالبه
قضاوت کرده است. از این رو آنچه بر اساس حکم او دریافت مى‏دارد، به باطل اخذ نموده
است؛ هر چند در واقع حق ثابت او باشد؛ زیرا آن را بر اساس حکم طاغوت گرفته است.
خداوند امر فرموده است: باید به طاغوت کافر باشند  و مى‏فرماید: A}(یُرِیدُونَ أَنْ
یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ){A. آن‏گاه
پرسیدم: پس در این صورت چه باید کنند؟ امام(ع) فرمود: باید به کسانى از شما
(شیعیان) که حدیث و سخنان ما را روایت مى‏کنند و در حلال و حرام ما به دقت مى‏نگرند
و احکام ما را به خوبى باز مى‏شناسند (عالم عادل)، مراجعه کنند و او را به عنوان
حاکم بپذیرند. من چنین کسى را بر شما حاکم قرار دادم. پس هرگاه به حکم ما حکم کند و
از او پذیرفته نشود، حکم خدا کوچک شمرده شده و بر ما رد شده است و آن که ما را رد
کند، خدا را رد کرده است و چنین چیزى در حد شرک به خداوند است». این حدیث از جهت
سند معتبر و مورد قبول فقیهان شیعه است. T}دلالت حدیث بر ولایت‏فقیه‏{T مقبوله عمر
بن حنظله مشتمل بر جنبه‏هاى ایجابى و سلبى است: 1. از یک طرف امام صادق(ع) مطلقاً
مراجعه به سلطان ستمگر و قاضیان دولت نامشروع را حرام مى‏شمرد و احکام صادره از سوى
آنها را -اگر چه صحیح باشد فاقد ارزش و باطل مى‏داند. 2. جهت رفع نیازهاى اجتماعى و
قضایى، شیعیان را به پیروى از فقیهان جامع شرایط مکلف مى‏سازد. 3. عبارت H}«فانى قد
جعلته علیکم حاکماً»{H؛ V}او را حاکم بر شما قرار دادم.{V، با وضوح و روشنى، بر نصب
فقیه عادل بر حکومت و مرجعیت در همه امور سیاسى، اجتماعى و قضایى دلالت دارد؛ زیرا
هر چند ظاهر پرسش راوى در مسأله منازعه و قضاوت است؛ لیکن آنچه جهت و ملاک عمل است،
پاسخ امام(ع) است و سخن آن حضرت نیز عام مى‏باشد. خصوصاً جمله H}«فانى قد جعلته
علیکم حاکماً» {Hبا توجه به واژه «حاکم» -که دلالت بر حکومت داردنسبت به سایر مسائل
و شئون حکومتى، تعمیم یافته و شامل آنان نیز مى‏شود. قرینه‏هاى روشن دیگرى نیز در
پاسخ امام(ع) وجود دارد؛ از جمله: 1. استناد به آیه شریفه و منع از مراجعه به
طاغوت‏ها به طور کلى؛ 2. امام(ع) دادخواهى و مراجعه به سلطان و قضات حکومتى را
مطلقاً حرام شمرده، حکم آنها را باطل مى‏داند؛ حتى اگر قضاوت آنان عادلانه و بر حق
باشد؛ زیرا اصل چنین حکومت‏هایى در نگاه قرآن و اهل بیت(ع) نامشروع و مردود است.
بنابراین تنها مراجعه به حکومت مشروع - که با انتصاب از ناحیه شارع مقدس است مورد
توصیه و تکلیف قرار گرفته است. امام راحل(ره) در کتاب ولایت فقیه در تفسیر و تبیین
این روایت، چنین مى‏نگارد: «همان طور که از صدر و ذیل این روایت و استشهاد امام(ع)
به آیه شریفه به دست مى‏آید، موضوع سؤال حکم کلى بوده و امام هم تکلیف کلى را بیان
فرموده است و عرض کردم که براى حل و فصل دعاوى حقوقى و جزایى هم به قضات مراجعه
مى‏شود و هم به مقامات اجرایى و به طور کلى حکومتى. رجوع به قضات براى این است که
حق ثابت شود و فصل خصومات و تعیین کیفر گردد و رجوع به مقامات اجرایى، براى الزام
طرف دعوا به قبول محاکمه یا اجراى حکم حقوقى و کیفرى هر دو است؛ لهذا در این روایت
از امام(ع) سؤال مى‏شود که: آیا به سلاطین و قدرت‏هاى حکومتى و قضات رجوع کنیم؟
حضرت در جواب از مراجعه به مقامات حکومتى ناروا -چه اجرایى و چه قضایى نهى
مى‏فرمایند و دستور مى‏دهند که ملت اسلام در امور خود، نباید به سلاطین و حکام جور
و قضاتى که عمّال آنها هستند، رجوع کنند؛ هر چند حق ثابت داشته باشند و بخواهند
براى احقاق و گرفتن آن، اقدام کنند. مسلمان اگر پسر او را کشته‏اند یا خانه‏اش را
غارت کرده‏اند، باز حق ندارد به حکام جور براى دادرسى مراجعه کند. همچنین اگر
طلب‏کار است و شاهد زنده در دست دارد، نمى‏تواند به قضات سرسپرده و عمّال ظلمه
مراجعه نماید. هر گاه در چنین مواردى به آنها رجوع کرد، به «طاغوت»؛ یعنى، قدرت‏هاى
ناروا روى آورده است و در صورتى که به وسیله این قدرت‏ها و دستگاه‏هاى ناروا، به
حقوق مسلم خویش رسید H}«فانما یأخذه سحتاً و ان کان حقاً ثابتاً له»{H، به حرام دست
پیدا کرده و حق ندارد در آن تصرف کند.... این حکم سیاست اسلام است. حکمى است که سبب
مى‏شود مسلمانان از مراجعه به قدرت‏هاى ناروا و قضاتى که دست نشانده آنها هستند،
خوددارى کنند تا دستگاه‏هاى دولتى جائر و غیراسلامى، بسته شوند و راه به سوى ائمه
هدى(ع) و کسانى که از طرف آنها حق حکومت و قضاوت دارند، باز شود. مقصود اصلى این
بوده که نگذارند سلاطین و قضاتى که از عمّال آنها هستند، مرجع امور باشند و مردم
دنبال آنها بروند... بنابر این تکلیف ملت اسلام چیست؟ و در پیشامدها و منازعات باید
چه کنند و به چه مقامى رجوع کنند؟ H}«قال: ینظران من کان منکم ممن کان روى حدیثنا و
نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا»{H؛ « در اختلافات به راویان حدیث ما که به
حلال و حرام خدا -طبق قاعده آشنایند و احکام ما را طبق موازین عقلى و شرعى
مى‏شناسند، رجوع کنند».V}ولایت فقیه، صص 80 - 77.{V ایشان در جاى دیگر مى‏فرماید:
«... این فرمان که امام(ع) صادر فرموده کلى و عمومى است؛ همان طور که حضرت
امیرالمؤمنین(ع) در دوران حکومت ظاهرى خود، حاکم و والى و قاضى تعیین مى‏کرد و عموم
مسلمانان وظیفه داشتند که از آنها اطاعت کنند و تعبیر به «حاکماً» فرموده تا خیال
نشود که فقط امور قضایى مطرح است و به سایر امور حکومتى ارتباطى ندارد؛ غیر از صدر
و ذیل روایت و آیه‏اى که در حدیث ذکر شده، استفاده مى‏شود که موضوع تنها تعیین قاضى
نیست که امام(ع) فقط نصب قاضى فرموده باشد و در سایر امور مسلمانان، تکلیفى معین
نکرده و در نتیجه یکى از دو سؤالى را که مراجعه به دادخواهى از قدرت‏هاى اجرایى
ناروا بوده، بلا جواب گذاشته باشد. این روایت از واضحات است و در سند و دلالتش
وسوسه‏اى نیست. جاى تردید نیست که امام(ع) فقها را براى حکومت و قضاوت تعیین فرموده
است. بر عموم مسلمانان لازم است که از این فرمان امام(ع) اطاعت نمایند».V}همان، صص
102 - 106.{V نتیجه استدلال این است که فقهاى جامع شرایط -علاوه بر منصب‏هاى ولایت
در افتا، اجراى حدود و اختیارات قضایى، نظارت بر حکومت و امور حسبیه در مسائل سیاسى
و اجتماعى نیز ولایت دارند و این مناصب و اختیارات، از اطلاق ادله ولایت فقیه
استفاده مى‏شود. بدیهى است امام(ع) شخص معینى را به حاکمیت منصوب نکرده؛ بلکه به
صورت عام تعیین نموده است. اطاعت از حاکمى که به نصب عام از جانب معصوم(ع) نصب شده،
واجب است و عدم پذیرش حکم وى، به مثابه عدم پذیرش حکم معصوم(ع) و در نتیجه مخالفت
باحکم خدا است. افزون بر این روایت، روایات متعدد دیگرى نیز دلالت بر ولایت‏فقیه
دارد که به اختصار به بعضى از آنها اشاره و شرح چگونگى دلالت آنها به منابع دیگر
واگذار مى‏شود: 1. توقیع مبارک حضرت ولى عصر(عج): H}«واما الحوادث الواقعه فارجعوا
فیها الى رواه حدیثنا فانهم حجتى علیکم و انا حجه الله»{H؛V}وسائل الشیعه، ج 18، ص
101، ح 8.{V 2. H}«العلماء حکام على الناس»{H؛V}مستدرک وسائل الشیعه، باب 11 (از
ابواب صفات قاضى)، ح 33.{V 3. روایت امام حسین(ع) از حضرت امیر(ع): H}«ان مجارى
الامور والاحکام على ایدى العلماء بالله الأمناء على حلاله و حرامه‏V}همان، ح
16.»{H؛V}براى آگاهى بیشتر درباره دلایل روایى ولایت فقیه ر.ک: امام خمینى، ولایت
فقیه، بحث ولایت فقیه به استناد اخبار، صص
48-148.{V

نظرات() 

ولایت فقیه

علاوه بر دلایل عقلی و قرآنی، احادیث بسیاری نیز بر نظریه ولایت فقیه دلالت می کنند، که خلاصه ای از آنها را در چند دسته تقدیم می شود:

الف. حدیث خلافت:
«اللهم ارحم خلفائی ... الذین یأتون من بعدی ویرُون عنّی حدیثی و سنّتی.»[1]
در این حدیث، فقها خلیفه رسول خوانده شده اند.

ب. حدیث وراثت:
قال رسول الله(ص): «العلماء ورثه الأنبیاء؛[2] علماء وارثان انبیاء هستند.»
و مفاد آن انتقال ولایت از انبیاء به علما و فقها است. جمله ی «و من سلک طریقاً یطلب فیه علماً» که در دنباله ی این حدیث آمده است، با انطباق علما بر ائمه ی معصومین(ع) مغایرت دارد.

ج. حدیث حکام:
قال علی(علیه السلام ):«العلماء حکّام علی النّاس؛[3] علما حاکمان بر مردمند.»
مفهوم حاکم کاملاً روشن است و دلالت آن بر ولایت فقیه، امری غیرقابل تردید است.

د. حدیث اختیار امام:
قال علی(علیه السلام): «الواجب فی حکم الله و حکم الإسلام علی المسلمین – بعد ما یموت إمامهم أو یقتل، ضالاً کان أو مهدیا ً – أن لا یعلموا عملاً و لا یقّدموا یداً و لا رجلاً قبل أن یختاروا لأنفسهم إماماً عفیفاً ورعاً عارفاً بالقضاء و السنّه یجیء فیئهم و یقیم حجّهم جمعنهم، و یجبی صدقاتهم.[4] علی(ع) فرمود: واجب است در حکم خدا و حکم اسلام نسبت به مسلمین، اینکه هیچ عملی را انجام ندهند و دست به سوی چیزی و یا کاری دراز نکنند و قدم در هیچ جائی ننهند، مگر آنکه قبلاً برای خود رهبری عفیف و پرهیزکار و عارف و عالم به احکام قضا و سنت رسول خدا(ص) انتخاب نمایند. تا اموال عمومی را گرد آورد و حج و جمعه مردم را بپا دارد و صدقات را جمع نماید.»

هـ. حدیث مجاری امور:
امام حسین(ع) فرمود: «مجاری الامور بید العلماء باللاه الامناء علی حلاله و حرامه؛[5] زمام امور مردم به دست عالمانی است که علمشان از سرچشمه وحی گرفته شده باشد. و امین بر حلال و حرام خدا باشند.»

و. حدیث حاکم:
امام صادق(ع) فرمود:«ینظر إنّ من کان منکم ممّن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف أحکامنا فلیرضوا به حکماً فإنّی قد جعلته علیکم حاکماً؛[6] مردم باید دقت کنند و از میان فقهایی که راوی حدیث ما هستند و در احکام حلال و حرام ما صاحب نظرند و به احکام اهل بیت(ع) آشنایی دارند، فقیهی را انتخاب کنند و او را در میان خود حاکم قرا دهند. چرا که من او را بر شما حاکم قرار دادم.»
بدین ترتیب فقها از جانب ائمه ی معصومین(ع) به عنوان حکام تعیین شده اند و مردم هر کسی را که از میان فقها انتخاب نمایند، هم او منتخب و نایب امام نیز هست.

ز. حدیث حصون:
امام موسی بن جعفر(ع) فرمود:« لاّن المؤمنین الفقهاء حصون الإسلام کحصن سور المدینة لها؛[7] مؤمنان فقیه برای اسلام چون دژ و دیوار محافظ شهرند که اسلام را در برابر دشمنان نگهبانند.»
این نوع حفاظت که در آن تشبیهی نیز به کار رفته است، به معنی حفظ علمی احکام اسلام نیست، بلکه منظور از آن تشکیل قدرت سیاسی و اجرای احکام و برپایی عدالت و دفع دشمنان و اداره ی امور مسلمین و سایر مسایلی است که در مفهوم ولایت فقیه نهفته است.

ح. حدیث تقلید:
امام حسن عسگری از امام صادق – علیهما السلام – نقل می کند:«من کان من الفقهاء صائناً لنفسه و حافظاً لدینه و مخالفاً علی هواه و مطیعاً لأمر مولاه فللعوامّ أن یقلّدوه و ذلک لا یکون ألاّ بعض فقهاء الشیعة؛[8] از فقها آن کس که پرهیزکار و حافظ دین و مخالف هوای نفس و مطیع اوامر و احکام خدا باشد، عامّه مردم باید از او تقلید نمایند.»
تقلید کامل در تمامی افعال به معنی آن است که در همه ی امور، مرجع و مقلّد مسلمین فقیه است، و اداره ی امور اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و مدیریت جامعه اسلامی باید به دست فقیه انجام گیرد.

هـ. توقیع شریف:
«و امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا (أحادیثنا) فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة الله؛[9] در حوادث و پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع کنید، زیرا آنان حجّت من بر شمایند و من حجّت خدایم.»
منظور از حوادث واقعه، تنها مسائل و احکام شرعیه نیست. زیرا از واضحات است که در این مورد باید به فقیه مراجعه نمود، بلکه مقصود از آن، پیشامدهای اجتماعی و گرفتاریهایی است که برای مردم و مسلمین روی می دهد. در چنین مواردی وظیفه آن است که مردم به فقها مراجعه کنند. همان طوریکه امام(ع) حجت خداست و معنی آن تنها بیان احکام کلی اسلام نیست، بلکه شامل ولایت امر به مفهوم زمامداری امور مسلمین نیز هست، فقها نیز چنین حجتهایی هستند که مردم در تمامی امور خود باید به آنها مراجعه کنند. مفهوم این کلام، آن است که فقها از طرف امام(ع) حجت بر مردم هستند و همه ی امور مسلمین و تمامی کارها و شئون اجتماعی به آنان واگذار شده است.

ط. حدیث منزلت:
«منزلة الفقیه فی هذا الوقت کمنزلة الأنبیاء فی بنی إسرائیل؛[10] جایگاه فقیه در این وقت مانند منزلت انبیاء در میان بنی اسرائیل است.»
بی شکّ جایگاه انبیای بنی اسرائیل، مقام ولایت و زمامداری امور بنی اسرائیل بوده است.

ی. همچنین روایاتی مانند:
«لو لا ذلک اختلط علی المسلمین امورهم» و «لا تبطل حدودالله فی خلقه و لا تبطل حقوق المسلمین بینهم». که هر کدام به نوبه ی خود، دلیل روشنی بر ضرورت نظام سیاسی و دولت و امامت و ولایت فقیه است.

[1]. من لایحضر الفقیه ج 4 ص 420.
[2]. کافی ج 1 ص 32.
[3]. مستدرک الوسایل ج 17 ص 321.
[4]. مستدرک الوسائل ج 6 ص 14.
[5]. مستدرک الوسائل ج 17 ص 315.
[6]. کافی ج 1 ص 67.
[7]. کافی ج 1 ص 38.
[8]. وسائل الشیعه ج 27 ص 131.
[9]. وسائل الشیعه ج 27 ص 140.
[10]. بحار الانوار ج 75 ص 346.

کلام و

نظرات() 

بار الها تو الهی ومن عبدالله ،تو خدائی ومن خلق الله،تو آنی که خود دانی
ومن انم نیز که تو دانی،تو آنی که خود خواهی ومن انم که تو نخواهی ،تو انی که خود
خواهی وانم که هوا خواهد،تو کمالم خواهی ومن هوایم،خواست تو کمال است وخواست من رد
کمال،کمالم در خواست تواست وشقاوتم در تمایل به هوا،تو انی که من خواهم ومن انم که
تو نخواهی،توفیقم ده ان باشم که تو خواهی نه ان که من،چرا که خواست تو ابدیت است
وخواست من عدمیت وابدوصال توست وعدم فنای من  الهی همه تو را جویند وتو اقرب من حبل
الوریدی ومن وصال تو را جویم که بعیدام،الهی تو بصیری ومن اعمی،تو قریبی ومن
بعید،طاقتم قلیل گشته ،کمتر صدایت می کنم ،چشمانم بسته است وچشمانت باز،ذوقم
قلیل؛صبرم قلیل،صبرت کثیر،عملم اندک،قبولت زیاد، تقبل منا مناجاتنا یا الله من لسان
قاصرنایا رباه

نظرات() 

دوران دبیرستان هیچ وقت عربی یاد نمی گرفتم واز اون ودبیرش متنفر بودم

ولی وقتی وارد دانشگاه تربیت معلم شدم

یک استادی به اسم دکتر امام زاده صرف ونحو به ما تدریس می کرد

مردی بود بلند بالا تنومند کت وشلواری تمیز ونورانی ومقتدر که همه از هیبتش وتن صداش می لرزیدن اما مودب بود ومحترم

وقتی با ایشان درس داشتیم باید بدون هیچ عذر وبهانه ای نفری یک انشائ عربی می نوشتیم

اصلا یادم نمی ره چه اراجیفی رو بلغور می کردم واسمش رو می ذاشتم انشائ به زبان عربی

ولی یادم نمی اید که هر وقت انشائم رو در کلاس خوانده باشم

استاد حتی یک مرتبه سرزنشم کرده باشه وبگه این چیه نوشتی

دائما وبه همه می گفت احسنت خوب بود وتو بهترش رو هم می تونی

کار به جائی رسید که به عربی برای خودم حرف می زدم

هرچند مملو از غلط  بود

استیقظت من النوم فی الساعه السادسه وتوضات وصلیت واکلت الفطور ولبست البستی وخرجت من البیت ا لی الکلیه ورائیت فی وسط الطریق صدیقتی ووووووووووووووووووووو

ووقتی به دانشگاه می رسیدم اماده بودم که امروز چند جمله بهتر از دیروز بلدم

هر وقت یاد استاد می افتم محاله براش دعا نکنم

همیشه می گم

خدا یا به حق زهرا وجدش نگهدارش باش وبا اجدادش مشهورش کن

کتاب صرف ونحو دانشگاهها هم که تدریس می شه به قلم ایشون نوشته شده

این بود تا که اینکه وارد کار شدم

اولین روز کاریم سعی کردم شیوه ی ایشون رو در پیش بگیرم

ولی دانشگاه کجا ودبیرستان کجا

به بچه ها گفتم با هم انشا می نویسیم

وکمی براشون از جملات ابتدائی گفتم وبعضیها هم یه چیزهایی نوشتن

ولی اکثرا استقبال نکردن وگفتن خانوم همین کتاب خودمون رو یاد بگیریم بس است

وبالاخره کمتر همکاری کردن

ومنم سخت نگرفتم

وکم کم از تدریس عربی دور شدم وبیشتر تدریس معارف ومنطق را بعهده گرفتم

چون عاشق تدریس دروس سخت هستم

چون بچه ها کمتر یاد می گیرن ومن بیشتر سعی می کنم درس رو به اونها بفهمونم وقتی یاد می گیرن ذوق می کنم وخوشحال می شم که مفید بودم

کم کم عربی داشت یادم می رفت

تا اینکه بعد سقوط صدام رفت وامد عربها وعراقیها به کشور بیشتر شد ومن که هفته ای 6ساعت در دفتر گمشدگان حرم مطهر همکاری افتخاری دارم احساس کردم وقتی بچه ای عرب پیدا می شه ونمی تونم بفهمم اسمش چیه از کجاست واین چیزا احساس کردم باید بتونم با اون عربی حرف بزنم

وقتی برگشتم خانه ووارد ایدی یاهوم شدم نوشتم ارید التعلم العربیه من فرد محترم مومن مودب

وعده ی زیادی وارد ایدیم شدن وابراز کردن حاضرن یادم بدن بعضیها شون هم پرسیدن چرا می خوای عربی یاد بگیری نکنه می خوای به این وسیله مذهب شیعه رو تبلیغ کنی؟

با خودم فکر کردم بله حتی می شه این کار رو کرد

بالاخره اونها یی که غرض ومرض داشتن وومریض القلب بودن رو از ا یدیم حذف کردم وچند تا دوست خوب خانواده دار محترم ومومن رو برا خودم نگه داشتم

والان با بعضیهاشون رفت وامد خانوادگی داریم ووقتی می ریم عراق غریب نیستیم ووقتی می ریم اهواز هم غریب نیستیم چون دوستهای عرب اهوازیم وعراقیم واقعا متشخص ومومنند وهمکارم هستن ویا بعضا پزشک

این شد که من از اون ها عربی یاد گرفتم واونها از من فارسی

والان هر وقت حرم کشیک دارم خیلی خوشحالم که زائران عرب با مشکل مواجه نمی شم ناظم کشیک عزیزمون ازم پرسید تو عربی؟

گفتم نه مو بچه مشهدم

گفت پس چرا بلدی عربی حرف بزنی وخاطراتم رو براش گفتم وبراشون جالب بود قرار شد با همکاران حرم نیز مکالمه عربی کار کنم تا بهتر به زوار خدمت رسانی کنن

اما انچه از همه ی اینها مهمتره

وعربی من رو قوی تر کرد مناظراتی است که با عرب زبانان سعودی ویمن ومصر وعراق ولیبی وسائر کشورهای عربی دارم که اکثرا تسنن هستند وبنده های خدا از شیعه اطلاعات بسیار غلطی دارن

ووقتی اطلاعات درست ومستدل رو دریافت می کنن واقعا تعجب می کنن که ایا من دارم راست می گم یا انچه در کشورشان از وهابیها می شنوند

این باعث می شه جرقه ای در ذهنشان ایجاد بشه تا بیشتر در مورد شیعه تحقیق کنن

والبته منم برای اینکه جوابهای قانع کننده ی خوبی داشته باشتم بیشتر در مورد مذهب شیعه وسنی از منابع مختلف مطالعه کردم وبرای خودم هم مفید بود

خصوصا هر وقت جایی برام سوال پیش می اومد از علمائ بزرگ قم وسایت ولی عصر ودوستان خوب ومومنی که داریم می پرسم

ومجموعه ی سوال وجوابها رو سعی کردم یه جا جمع کنم تا به همه ی انها وشبهات عند الزوم دسترسی داشته باشم

این بود ماجرای یاد گیری مکالمه عربی بنده

اما همش بر می گرده به نحوه ی تدریس استادمان دکتر امام زاده

خدا یا بحق زهرا اگه زنده است حفظش کن وعاقبت بخیر واگه مرحوم شدن

خدایا خدایا به حق زهرای اطهر با مادرش زهرا واجداد محترمش هم نشینش کن امین یا رب العالمین

 

نظرات() 

چهارشنبه 16 مرداد 1392

تسنن شیعه شده

نویسنده: اشرف گلی 09155044708تلفن تماس   

سلام دوستان عزیز

هر مذهبی سعی می کنه مذاهب دیگه رو به طرف خودش بکشونه چون فکر می کنه مذهبش بر حقه

ولی فکر تنها مهم نیست باید دید ایا واقعا یه مذهب ریشه های تکاملی داره یا نه

مثلا وهابیت سعی می کنه تمام عالم رو جذب خودش کنه حال این مذهب از کجا سر در اورد واقعا باید روش تحقیق بشه وفهمید که این مصنوع انگلیس با چه اهداف ومقاصدی به عنوان یهک مذهب نو بنیان سر در اورد مذهبی که از محکمات تسنن استفاده کرده ولی با خرافه های بی دینی ویهود شرک وبت پرستی امیخته شده مذهبی که دم از خدا ونبوت پیام بر اکرم می زند ولی در از بین بردن اثار تاریخی اسلام ید بیضائی دارد مذهبی که خدا رو موجودی جسمانی می داند وبرای او تخت وصندلی در عرش در نظر گرفته است

بسیارند از وهابیونی که با سرعتی چشمگیر وتلاشی بی وقفه با تبلیغ مذهبشان می پردازن تا بلکه بتوانند یار گیری کنند ولی هر چه فکر می کنم بیشتر خنده ام می گیرد انها از تشیع می خواهند وهابی شوند به یکی از انها گفتم والله سراغ ندارم شیعه ای وهابی شود چون عقل سلیم این اجازه را به او نمی دهد

چگونه ممکن است شیعه ومحب اهل بیت پیامبر اکرم دست از دامان انها کوتاه کند وخود را اویزان دامان عمر وابوبکر کند

هر چقدر هم که عمر وابوبکر وعثمان خوب ومتقی باشند کدام عقل سلیمی قبول می کند از خوب تر خدا شود وبه خوب پناه ببرد هر چند در خوب بودن یا نبودن انها نیز تامل است وباید گذشته یتاریخی واعتقادی انها را به خوبی مطالعه کرد

باید دید ماجرای فدک چیست؟

 

ماجرای اتش زدن درب خانه ی فاطمه ی زهرا سلام الله علیها چیست

ماجرای سقیفه چیست

ماجرای یوم ا لخمیس چیست

ماجرای من لولا علی هلک عمر چیست

ماجرای لیله المبیت چیست

ماجرای جانشینی پیامبر وایه ی تطهیر وایه ولایت وحدیث کسا ووووووووووووووو

باید دید همهی این ماجرا ها چیست وریشه در کجا دارد

بعد اندیشید که کدامین شیعه ی خالص وسالمی حاضر است از اهل بیت عصمت وطهارت جدا شود وبه غیر انها پناه ببیرد

ائمه ای که نور علی نور اند

ائمه ای که نور واحدند

ائمه ای که امتداد نور الهی اند

ائمه ای که خزائن العلمند

ائمه ای که از نسل نبی اکرمن

ائمه ای که هیچ نقطه ی ساهی در پرونده ی حیاتشان حتی به دست دشمنان ثبت نشده است

در اینجا بنده تصمیم گرفتم جهت اثبات عرایضم خاطراتی از تسنن عزیز که موفق به درک انوار الهی شده واز تسنن خود به تشیع رجوع کرده اند بنویسم

جهت درج خاطرات وتکمیل مطالب با بنده باشید

ممنون از توجه شما وقراات مطالب وبلاگ

 

نظرات() 

سه شنبه 1 مرداد 1392

اموزش فرزندان

نویسنده: اشرف گلی 09155044708تلفن تماس   

سلام

تو دفتر گمشدگان نشسته بودم که یه خادمی یه پسر بچه ی 12ساله ی گریان رو اورد وگفت خونوادش رو گم کرده

تحویلش گرفتم وخادم رفت

گفتم پسرم چرا گریه می کنی الان برات پیداشون می کنم

تلفن مادر وپدرش رو گرفتم وهرچه تماس گرفتم متاسفانه خط نمی داد

چون داخل رواقهای حرم بودن واونجا انتن دهی نمی شه

گفتم صبر کن تا بیان تو صحن مجدد تماس می گیرم

اما انگار خطا گفتم

چون اون فکر کرد برای همیشه از اونها خبری نیست وان هم زندانی ماست

شروع به گریه با صدای بلند کرد

گفتم پسرم اسمت تو کامپیوتر ثبت شده خانوادت به هر قسمت حرم مراجعه کنن اونها بهشون می گن شما تو دفتر باب الرضائی

ولی فائده نداشت که نداشت

می گفت مادرم الان ناراحته ودلش شور می زنه من باید برم اونو پیدا کنم تا ناراحت نشه

گفتم خوب اگه بری که بیشتر از هم دور می شین چون اونها میان اینجا می بینن تو نینستی اونوقت چکار کنیم

ولی گوشش بدهکار نبود واز در ودیوار بالا می پرید که از دست ما فرار کنه

خسته شده بودم

نه زور داشتم مقابلش مقاومت کنم نه دلم می خواست سخت بگیرم چون اون ترسیده بود

فایده نداشت که نداشت گریه می کرد وسعی می کرد شیشه ی دفتر رو بشکنه تا بتونه فرار کنه که یه دفعه تلفن زنگ زد

خانوم ببخشید اون پسر بچه هنوز هست

گفتم بله گوشی با پسرتون صحبت کنید تا اروم بشه

ولی عجب غلطی کردم گوشی رو دادم به اون

چون می گفت مامان کجائین تا من بیام پیشتون

هر چه سعی کردم به اون بفهمونم پسرم بزار من ادرس بدم تا مادرت بیاد اینجا چون تو نمی تونی اونها رو پیدا کنی فریاد می کشید وگوشی رو محکم نگه داشته بود

داشتم عصبی می شدم به زور تلفن رو گرفتم گفتم حاج خانوم شما تشریف بیارین دنبال پسرتون وادرس دادم

بعد از چند لحظه یک مرد عصبی وارد دفتر شد گفتم اقا به پسرتون یاد بدین و.قتی گم می شه به مامورین وخدام وپلیس اعتماد  کنه تا هم ارامشش حفظ بشه هم زودتر بشه براش کاری کرد

پسر رفت پیش باباش که ناگهان یه کشیده ی محکم تو گوشش خورد سرم صوت کشید صدای کشیده قلب من رو هم شکست چه برسه به پرده ی گوش پسر بچه هنوز از خماری کشیده بیرون نیومده بود که یک لگد محکم هم به پشت پسر وارد شد و2متر اون طرفتر پرت شد وبعد یه اردنگی هم زیر دستش خورد وبسته ی متبرک دست پسر پرتاب شد به هوا

از تعجب داشتم دیونه می شدم

خدا یا این پدر از خوشحالی پیدا شدن بچش اینهمه عصبیه یا از انتظاری که کشیده تا بچه اش رو پیدا کنه در هر صورت راهش ارامش بود نه عصبانیت

با خودم گفتم چه خوبه خانواده ها این طور مواقع اولا خونسردیشون رو حفظ کنن ثانیا به بچه هاشون یاد بدن کمی ارام بمونن ثانیا به پلیس ومامورین اعتماد کنن رابعا هنگام مشکلات یکدیگر رو در اغوش بکشن نه اینه لگد بارون کنن وتازه فهمیدم چرا اون پسر بیچاره اصرار داشت زودتر مامانش رو پیدا کنه چون می دونست پدرش چقدر عصبیه

الله اکبر خدا به هممون رحم کنه وکمی صبر روزیمون کنه

نظرات() 

سلام دوستان

چند دهه پیش اگه با اداره ای کار داشتی یا باید می رفتی اداره یا باید با یک تلفن همکانی تو صف باجه تلفن 2ریالی بایستی تا بشه تلفن اداره رو بگبیری اونم اگه تلفن درست بو دبعدکمی جلوتر تلفن  ثابت به خونه ها راه پیدا کرد واگه کسی تو خونش تلفن داشت به همه پز می داد جلوتر که رفتیم کسی نبود که تلفن ثابت هم نداشته باشه وبعضیها با موبایلهای یک ونیم میلتون تومانیشون پز می دادن تا اینکه موبایل هم شد مثل نقل ونبات تو دست کوچیک وبزرگ ودردسر خونواده شروع شد که بچه هاشون به کی زنگ می زنن یا از کی پیام می گیرن ولی کنترل نشد که هیچ ارتباطات جهانی تر شد واینترنت به خونه ها اره پیدا کرد اولش فقط ادمها برای دیدن نقاط دیگه ی دینا ازش استفاده می کردن ولی کم کم با یاهو مسنجر ونیمباز وپالتاک وتویتر واسکایبی واین چیزها همه حتی تو اتاقهای هم دیگه هم راه پیدا می کردن

تمام این وسائل می تونست اتش زیر خاکستری برای خانواده ها باشه ومی تونست  اتش کباب پز یک جوجه ی لذیذ باشه واز اون لذت برد

مثل یه چاقو که هم میشه باهاش ادم کشت

هم می شه باهاش جراحی کرد ویک نفر رو از مرگ حتمی نجات داد

تنها چیزی که باقی می مونه بالابودن سصطح اعتقادات قلبی ودرونی خانوادههاست که درصورت بالابودن نه تنها میشه از این وسائل برای گشترش دین وفرهنگ استفاده کرد بلکه می توان این انتشار رو به راحتی وبا کمترین هزینه انجام داد

الان می شناسم علماء بزرگواریکه روزانه ساعتها تو یاهو یا پالتاک با ادیان دیگه مناظره اعتقادی می کنن وچه بسیار افرادی رو که از چاه ضلالت به قله های رفیع سعادت کشوندن

وارد نیمباز که می شی با توجه به اسم اتاقها شما متوجه می شی کدوم اتاق پر خطره وکدوم یکی کم خطر یا بیخطر ولی شما با توجه به احساس وظیفت می تونی یا وارد یک اتاق پر خطر بشی وبه تبلیغ دین بپردازی یا وارد اتاق بی خطر بشی واز اون مطلب بیاموزی

وارد اتاقهای پالتاک که می شی غرفه های خیلی خوبی در مورد مناظره بین شیعه وسنی وجود داره مثل غرفه ی الغدیر غرفه ی نورالولایه غرفه ی علی مع الحق غرفه ی اسلام اصیل واین چیزها

وبعضی غرفه ها هم تبلیغات وهابیته که اگه یک کلمه در رد اونها حرف بنی سریع ممنوع  الحضور می شی یا ممنوع الکتابه

اینهم از معایب بالتوکه که فقط یک طرفه حرف رو به گوش ادم می رسونن ولی یاهو این امکان درش وجود نداره که از اتاق بیرونت کنن

وبلی به زودی متوجه عیب اون شدن وشرکتش برنامه اش رو عوض کرد وامروزه از یاهو بیشتر جهت ایمیل وچت فردی استفاده می شه تا جمعی وگروهی

حرف کلی من اینه خدا وکیلی قبل از استفاده از هر کدوم از این وسائل اول باید با منافع ومضراتش اشنا شد بعد وارد اون شد اول باید ادم اصالت خانوادگی وسطح اعتقادیش رو بسنجه بعد با توجه به ظرفیتهای درونیش وارد اونها بشه وگر نه به راحتی گول صیادان کمین کرده رو می خوره

کم نیستن دانش اموزانی که می گن خانوم من عاشق شدم ومی خوام ازدواج کنم خانوادم راضی نمی شن چون طرف اله یا بله

بعد که از نزذیک هم هم رو دیدن 180ئ درجه با گفته هاش فرق داشته

دانش اموز دیگه هی می گفت خانوم من به یکی اعتماد کردم ویه عکس از خودم براش ایمیل کردم

ویه بار هم قرار ملاقات حضوری از نزدیک گذاشتیم ولی اون مخفیانه فیلمبرداری کرده وهمین باعث اخاذی از من شده ومدام مزاحمم می شه

الان که می خوام ازدواج کنم نمی دونم چطوری از شر مزاحمتهاش راحت بشم

دانش اموز دیگه ای می گفت من عاشق یکی شدم اون به من گفته که مریضه کار نداره پول نداره خواستگاری نمی تونه بیاد وهزاران عیب دیگه ولی من دوستش دارم ولی خانوادم راضی نمی شن شمارو بخدا ببینید چطور با نهایت احساس وبی تجربیگی می خواد همسر ایندش رو انتخاب کنه

عل یالعمومامیدوارم قیبل از استفاده از این وسائل ارتباطات جمعی کمی به معایب ومنافع همه جانبه ی اون ومیزان قوت وضعف ارادهی خودمون بسنجیم بعد فکر استفاده از اون رو تو سرمون بپرورونیم

 

نظرات() 

پنجشنبه 20 تیر 1392

گمشده ای از عراق

نویسنده: اشرف گلی 09155044708تلفن تماس   

پیر مردی نورانی وعرب زبان ساعتها داخل صحنها دنبال خانوادش می گشت که بدلیل ازدحام جمعیت هم رو گم کرده بودن

اما خبری  از هیچ کی پیدا نمی کرد

دلش شور همسرش رو می زد

با عربی ذره ذره به من فهماند جلوی درب شیخ بهائی قرار دارند

با او به انجا رفتم ولی خبری نبود که نبود

گفتم پدر جان از اونها تلفن نداری تا تماس بگیریم گفت نه

گفت پس الزاما بنشینید داخل دفتر تا اعلام کنیم شما اینجا تشریف دارید

ولی گفت بچه ها فکر نمی کنن من بیام اینجا

گفتم چاره ای نیست

وقبول کرد اما از شدت نگرانی ارامش نداشت

براش یه چای اوردم ویک بیسکوییت تا کمی ارام بشه

2ساعتی می شد اونجا بود

پس از اینکه هر کاری کردیم که بتونیم ردی از خانواده اش پیدا کنیم گفتم پدر جان کاغذی نوشته ای داخل جیبت نداری که ادرس منزل شما ویا تلفن هتل داشته باشه

گفت نه فقط از یه جا خرید کردیم قراره بعد نماز از حرم بریم اجناسمون رو تحویل بگیریم

معطل نکردم تلفن رو گرفتم وزنگ زدم

صاحب مغازه گفت اتفاقا پسرش تلفنش را داده چنان چه  پدرش به مغازه برگشت خبر بدهیم

گفتم ای بابا این بنده خدای پیر مرد ادرس از کجا پیدا کنه که بیاد اونجا وتلفن پسرش را گرفتم وبعد 3ساعت بالاخره تونستیم او رو به پسرش تحویل بدیم

وای که چقدر خوشحال شد وقتی فهمید تو ایران راحت می شه هم دیگه رو پیدا کرد

بعداز کلی دعا خداحافظی کرد ورفت

 

نظرات() 

یک سرباز جوان دست یک پسر بچه ی کوچولو  رو گرفته ووارد دفتر گمشدگان باب الرضا صحن مطهر امام رضا شد

گفت این پسر گم شده ارشدمون گفته بیارم اینجا پرسیدم کجا پیداش کردین گفت فلکه اب گفتم بیرون حرم مربوط به پاسگاهه اینجا گمشده های حرم میان

گفت دیگه حالا که اوردم

نگاهی به بچه کردم که ترسیده بود ونگاهی به سرباز که خسته شده بود گفتم عیب نداره

بچه رو از سرباز تحویل گرفتم ولی زد زیر گریه چون ترسید بغلش کردم که نترسه واسمش رو تو کامپیوتر حرم اعلام کردم

بعد هم سریع به 110 زنگ زدم

اما هر چی می پرسم اسمت چیه فقط می گه بابا

اهل کجایی بابا

عربی؟

بابا

فارسی بابا

خدایا چه کنم

خیالم راحت بود لااقل 110 مشخصات رو دادم اعلام می کنه

پسر بچه ای 4 یا5ساله

لباس بلوز شورت ابی

اسم نمی داند

3ساعتی می شد که بچه با اسباب بازیها مشغول بازی بود که تلفن زنگ زد

دنبال مترجم ترک می گشتن متاسفانه نداشتیم

خادم گفت اون بچه هنوز هست گفتم بله

گفت یه خانوم از ترکیه با شوهرش میان بچه رو ببینن

گفتم یعنی بچه ترکه؟

گفت شاید

وقتی یه زن وشوهر از کشور ترکیه وارد دفتر شدن ودیدن بچه ی انها مشغول بازی است با خیال راحت یکدیگر رو در اغوش کشیدن وحالا گریه نکن کی گریه بکن

بچه بین گریه ها ی انها وبین اغوش پدر ومادر در حال خفه شدن بود

ولی مگه می شد اونها رو ساکت کرد

تازه فهمیدیم اون بچه زبون ما رو نمی فهمیده تا اسمش رو بگه

ولی مادرش براش خیلی جالب بود که تو حرم امام رضا به چه خوبی از پیدا شدگان کوچک وبزرگ پذیرایی می شه وبعد از کلی دعا وتشکر خداحافظی کرد ورفت

 

نظرات() 

سلام دوستان از این به بعد قصد دارم یه بند جدید به مطالب وبلاگم اضافه کنم

اونم نوشتن خاطرات بخش پیداشدگان حرم امام رضاست

خاطراتی تلخ وشیرین ومتنوع

از زوار ایرانی وخارجی

هرکدومشون یه دنیا حرفه

با من باشین تا انشا ء الله نگارششون رو شروع کنم

 

نظرات() 

چهارشنبه 1 خرداد 1392

تبریک موفقیت

نویسنده: اشرف گلی 09155044708تلفن تماس   

کسب رتبه سوم طرح درس در سطح استان را در درس منطق به خانم معصومه صباغ همکار محترم گروه فلسفه ومنطق ناحیه 5اموزش وپرورش مشهدذ مقدس تبریک می گویم لطفا جهت تحویل هدایا وتشویقی خود به سرگروه درس مربوطه مراجعه نمایند

نظرات() 

منطق

1.     علم منطق چگونه دانشی است؟

2.     مباحث علم منطق در تشریح کدام 2 کارکرد اصلی می باشد؟

3.     عیب تعاریف زیر چیست؟

       الف)لوزی شکلی است چهار ضلعی.

        ب)شیعه مسلمانی است که قائل به دوازده امام باشد.

4.     جای خالی را پر کنید.

       در .......................حکم و قضاوت وجود دارد و کاری که انسان انجام می دهد تا به یک    

       حکم و قضاوت برسد.................... نامیده می شود.

5.     مشخص کنید مفاهیم زیر کلی است یا جزئی؟

       ایثار:                            فردوسی:                       غول هفت سر:                     این کتاب:

6.     بین مفاهیم زیر چه نسبتی از نسب اربع (چهارگانه) برقرار است؟

        شیر و ماست                  میوه و شیرین                آسیایی وایرانی           مثلث و سه ضلعی

7.     کلیات خمس را در مفهیم زیر مشخص کنید.

       الف)مریضی برای انسان        ب) نامی برای موجودات        ج)مربع           د)شکل

8.     اقسام تعریف را در مثالهای زیر تعیین نمایید.

       الف)جسم نامی حساس در تعریف حیوان               ب)کم متصل 3 ضلعی در تعریف مثلث

       ج)حیوان هنرمند در تعریف انسان                       د)جسم نامی کاتب در تعریف انسان

9.     قضیه در تقسیم اول بر 2 نوع می باشد نام برده و مثالی ذکر کنید.

10.                       برای اقسام چهار گانه قضیه محصوره مثالی طراحی کنید.

11.                       اقسام قضیه شرطی منفصل را در مثالهلی زیر مشخص کنید.

       الف)عالم یا حادث است یا قدیم                           ب)زاویه یا حاده است یا قائمه

فلسفه

1.     توضیح دهید علیت چگونه قاعده ای است؟

2.     سقراط به چه دلیل مایل نبود او را سوفیست بنامند؟

3.     ارتباط فلسفه با جامعه شناسی از چه جهاتی است؟نام ببرید.

4.     در فلسفه علم سیاست نظر جامعه شناسان غربی و اسلام چه می باشد؟

5.     ما بعد الطبیعه چگونه علمی است؟ 2 مورد از مسایل آن را نام ببرید.

6.     رئوس افکار گرگیاس را نوشته و در کدام کتاب ذکر شده است؟

7.     در مورد سقراط به سوالات زیر پاسخ دهید.

       الف)جرم اصلی سقراط از نظر مخالفان چه بود؟

        ب)راز پیام سروش معبد دلفی چیست؟

        ج)دو پیام اصلی سقراط که از آثارش نمایان است کدامند؟

نظرات() 

باسلام خدمت تمام همکاران عزیز

جلسه ای در تاریخ 5/2/92در اتاق گروههای اموزشی اداره کل تشکیل شد

طی ان گزارشی از نمرات پایان ترم استان دردرس فلسفه ومنطق در اختیار همکاران قرار گرفت

براساس گزارش مذکور گروه فلسفه ومنطق ناحیه 5اموزش وپرورش مشهد مقدی رتبه ی دوم را بین مدارس مشهد ونواحی ورتبه ی پنجم را بین مدارس استان کسب کرده بود

بدین وسیله از تلاش همکاران عزیز تشکر وقدر دانی می کنم

 

نظرات() 

سه شنبه 20 فروردین 1392

تبریک سال 1392

نویسنده: اشرف گلی 09155044708تلفن تماس   

سال 1392بر تمامی همکاران واستفاده کنندگان وبلاگ مبارک

نظرات() 

بارم

امتحان فلسفه ی چهارم برای دانش اموزان شبانه وژایان سال تحصیلی ۲۰نمره ای می باشد

فصل ۱=۰.۷۵

فصل۲=۰.۵

فصل ۳=۷۵/۰

فصل۴=۱

فصل ۵=۵/۰

فصل۶=۱

فصل۷=۵/۰

فصل۸=۵/۰

فصل۹=۵/۱فصل۱۰=۲

فصل۱۱=۴

فصل۱۲=۵/۲

فصل۱۳=۱

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 21:33 توسط اشرف گلی | نظر بدهید

 

 

 

نظرات() 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :