خاطرات و خلاصه دروس یک معلم(اشرف گلی)

جهت پیدا کردن سایت مناسب با موضوع معرفی مجلات معتبرعلمی برای چاپ مقاله تو اینترنت تفحص می کردم که سایتی توجهم رو      جلب کرد .نو.شته بود مشاوره ی تحصیلی جهت چاپ مقالات،کنکورهای علمی، اعزام به خارج وادامه تحصیل و.........کلی عنوان پرطمطراق وجذاب که ناخوداگاه قشرتحصیل کرده  وجویای علم با ان در تماس هستند.منم که دنبال منبع چاپ مقالات می گشتم ناخود اگاه توجهم جلب شد.شماره تماس9099071611درسایت ssmt.ir[درشت نوشته شده بود.گوشی را برداشته وزنگ زدم
شما با مرکز مشاوره اینترنتی تماس گرفته اید هزینه ی هردقیقه مکالمه 15000ریال وهزینه ی تماس جداگانه حساب می شود.گفتم چه جالب کاسبی اینترنتی با خدمات دهی اما چشمتان روز بد نبینه .خانمی گوشی را برداشته وپس ازاحوالپرسی کارم را پرسیدگفتم می خوام مقاله ام را در مجلات معتبر چاپ کنم شما چه مجلاتی را معرفی می کنید؟با ناز وکرشمه گفت چند لحظه گوشی؟مجدد ببخشید اسم شما؟گفتم
.........از کدوم استان؟........جواب دادم اها چند لحظه  لطفا چشم مجدد شماره تلفن  ثابت لطفا؟........... شماره ی موبایل لطفا؟...........اها فرمودید کارتونچی بود؟مجدد توضیح دادم.اها چند لحظه گوشی لطفا تا براتون تو اینترنت سرچ کنم؟!!!!!!!!!!! چشم /صدای صحبت کردن ایشان  با همکارانشان پشت گوشی شنیده می شد.چی بگم  بهشون؟ بگو سایت به زبان خارجیه؟ اشکالی نداره؟ گفتم من مجلات داخلی فارسی زبان را می خوام.اها ........چند لحظه گوشی لطفا .چشم.خانم کمی سریعتر لطفا دقیقه ا ی 15000ریال داره حساب می شه .اها چشم دارم سرچ می کنم ببخشید من فقط به یک سایت انگلیسی زبان دست پیدا کردم.تشکر کردم وگوشی را قطع کردم  بعد محاسبه کردم دیدم 6دقیقه با اها چند لحظه گوشی لطفا تونستند 100000ریال کاسب بشن بدون اینکه من به پاسخ سوالم رسیده باشم.تازه فهمیدم کاری که ایشان داشت انجام میداد ودر اینترنت سرچ می کرد که خودم در منزل هم داشتم همین کاررا انجام می دادم بااین تفاوت که سرعت اینترنتم هم خیلی  بالاتره وبعد فهمیدم طول دادن تلفن هم جنبه ی اقتصادی وسوددهی برای انها داشته بدون اینکه هیچ تعهد اخلاقی نسبت به وظایفشان داشته باشند.مواظب باشید شما گول نخورید.من که در 6دقیقه 10000تومان  سرم کلاه رفت.تاشب چقدر مثل من سرکار میشن وگول می خورن خداداند وبس.امان از فراموشی یوم تبلی السرائر.

نظرات() 


انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟

راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و ...
او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت.

به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی

نظرات() 

پنجشنبه 29 آبان 1393

خدایا شکرت

نویسنده: یک معلم دلسوز 09155044708تلفن تماس   

خدایا هزاران بار شکرت

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته*هاست و به کارهای آنها نگاه می*کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه*هایی را که توسط پیک*ها از زمین می*رسند، باز می*کنند، و آنها را داخل جعبه می*گذارند. مرد از فرشته*ای پرسید، شما چکار می*کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه*ای را باز می*کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می*گیریم. مرد کمی* جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می*گذارند و آنها را توسط پیک*هایی به زمین می*فرستند.

مرد پرسید: شماها چکار می*کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت*های خداوندی را برای بندگان می*فرستیم.

مرد کمی*جلوتر رفت و دید یک فرشته*ای بی کار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بی کارید؟
فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی*که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی*جواب می*دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می*توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند “خدایا شکر”


نظرات() 

سلام 
عوامل حواس پرتی ضررش رو اول به دانش اموز منتقل کنه بعد اعصاب معلم رو خط خطی می کنه.معلمی که باید توانش رو درانتقال مفاهیم علمی جمع کنه تا دانش اموزان بهتردرس رایاد بگیرند وبازده کاربالابره با  استفاده از صندلیهیا یک نفره در کلاس باید صرف جداکردن وفاصله دارنشستن انها از هم باشه .انقدر صندلیها را به هم چفت می کنند که گوش ودهان دانش اموزان به هم چسبیده وناخوداگاه به جای گوش  دادن به درس به زمزمه های هم گوش می دهند.من به انها گفته ام اگر وارد کلاس شدم ودیدم حالت امتحانی یا میز گزد ننشسته اند دیگرمرانخواهنددید وخودشان ضرر خواهند کرد سعی می کنند رعایت کنند وطبق اسلوب علمی بنشینند تا از درس عقب نمانند اما مسئله این است که از اساس ایا صندلیهای یک نفره برای محیطهای علمی مدارس مناسب است؟ دانش اموز با کلی وسیله وارد کلاس می شود از لباس گرم یا چادر یا کتابها ودفاتر وصبحانه  ومیوه وکیف ولوازم التحریر گرفته تا ملزومات کارهای عملی وتحقیقی  ایا جائی برای قراردادن انها در نظر گرفته شده ؟حتی اگرانها را روی پایش قراردهد هرچند ثانیه یکی به زمین می افتد ومجبوراست خم شده بردارد ایا این خود یکی از عوامل حواس پرتی انها وگوش ندادن به درس نیست؟ما همیشه دنبال دلایل خارج از محیط در افت تحصیلی دانش اموزان می گردیم  اما ایا این عوامل را خودمان در کلاس بزرای انها پدید نیاورده ایم؟با چه ایده ی علمی ومنطقی بی توجه به نیاز انها به فضای مناسب جهت نشستن وقراردادن وسایلش نیمکتها را به صندلی یک نفره تغییر دادیم؟چه کسی مسئول  این افتضاح عملکردی است؟چه کسی مسیول این  اعمال سلیقه است؟چه کسی مسئول افت تحصیلی با دلیلی به این واضحی است  حال انکه حتی ان را نمی بینیم وبی تفاوت از کنار ان رد می شویم.یادم میاید من حتی دوران تحصیلی دانشگاهیم را در کلاسهائی نشستم که نیمکتهای بزرگ چوبی مناسب جهت طراحی ورسم نقشه واشکال هندسی گذراندم وانصافا چقدر پشت انها راحت بودیم وهیچ دغدغه ای در قراردادن وسایلمان در کشوی ان نداشتیم اما امروزه که سرکلاس به صندلی دانش اموزان وطریقه ی نشستن انها وسعی انها در نگه داشتن ملزوماتشان روی پاهایشان می نگرم احساس ترحم می کنم وارزو می کنم ای کاش مجدد به این مسئله توجه بیشتری شود ونتیجه ی بهتری برداشت شود هرچند ممکن است بازده ان یک سال طول بکشد اما می ارزد.البته عوامل حواس پرتی بسیار است اما فعلا بحث صندلی که محرز بود مطرح گردید.

نظرات() 

درسفرحج تمتع سال 93بعنوان معینه ی کاروان مشرف شده بودم.جهت پاسخگویی به مسائل شرعی هنگام ناهار در رستوران درجایگاه مخصوص پاسخگو نشسته بودم.خانم جوانی جلو امده گفت ببخشید حکم کسیکه محرم باشه وبه خودش اسیب برسونه چیه؟ پرسیدم چه نوع اسیبی؟ ایا منجر به خونریزی شده؟که دیدم اشکش در امد وگفت نه این چیزا نیست.قرار بود امروز جوانترهای کاروان برن اعمال طواف وسعیشان را انجام بدن بعد معذورین ومسن ترها را به کمک جوانترهائیکه اعمال خودشان را انجام داده اند ببرندومن که رفتم اعمالم رو انجام دادم.حال که برگشته  ام مادر شوهرم شروع کرده به زدن خودش که چرا تنهایش گذاشتیم واوراباخود نبردیم.هرچه می گویم شما را با بقیه فردا می بریم فایده نداره وگریه می کنه وبه دلش امده ومنم ناراحتم .چون دل من را شکسته
.هم حج خودش را خراب کرد هم حج مرا.باهاش قهر کردم ولی ناراحتم که قهرم.دوست ندارم حجم با قهر وبدخلقی همراه باشه .چه کنم؟گفتم نگران نباشیدوقبول کنید که حق با مادر شوهرتان است چون فکر کرده عمدا او را با خود نبرده اید.من می دانم برنامه ی کاروان این بوده که اول جوانترها بروند بعد مسن ترها ایشان که نمی دانند.لذا برید ایشان را راضی کنید واز دلش ذز بیارید
وبا یک بوسه از روی ایشان همه چیز حل می شود.نگاه عمیقی به من کرد وگفت بوسه؟ من ؟ از روی مادر شوهرم؟ معاذالله
امکان نداره
ایشان فکر می کنن من چه ظلمی کردم که حالا دارم معذرت خواهی می کنم .من که کاری نکردم
خندیدم وگفتم به هر حال درمان اتمام قهر شما همین است وبس.گفت خدایا کمکم کن بتونم مادر شوهرم را ببوسم.گفتم این که مشکل نیست.برو بگو مادر جان نگران نباش خودم همین الان اماده می شم شما را می برم طوافتان را انجام بدید هم شما راضی بشید هم من ثواب کنم واین هم یک بوسه  که باعث ثواب من شدید.گفت امکان نداره بتونم ایشان را ببوسم. چون خیلی دلم را شکست.گفتم ایا این حدیث امیرالمومنین را شنیده ای که هر وقت از کسی ناراحت بودی یا احساس کردی از او خوشت نمیاد اورا درآغوشت بگیر.زیرا سبب از بین رفتن این نفرت می شود.گفت جدی؟
گفتم بله کلام من نیست کلام معصوم است. برو امتحان کن بعد بیا نتیجه را به من بگو.بالاجبار خداحافظی کرد ورفت.
فردا مجدد هنگام ظهر پشت میز نشسته بودم که همان خانم با چهره ای خندان جلو امد ومرا سخت در آغوش گرفت وشروع کرد به گریه کردن ودعا کردن
خدا الهی خیرت بده
الهی هر چی از خدا می خوای بهت بده.الهی الهی الهی وهزاران دعای دیگر از ته دل
گفت نمی دونی چقدر راحت شدم.پرسیدم الهی شکر ولی بگو چطوری؟ چکار کردی؟
گفت راستش روم نشد مادر شوهرم را ببوسم.
ولی دلم نمی خواست رابطمون شکر اب بمونه واز ایشان کینه بدل داشته باشم.داشتم فکر می کردم که خدایا چکار کنم یک دفعه چشمم افتاد به پماد پیروکسی کام که ایشان برای تسکین درد پایش از مشهد با خود اورده بود.
ناخود آگاه به طرف پماد رفتم وآن را برداشته گفتم تنها راه تماس دستانم با مادر شوهرم همین پماد است.گفتم مادر حالا که پاهاتون درد می کنه وقراره ببرمتون طواف بیایید تا قبلش کمی پایتان را با پماد ماساژ بدم دردتان کم بشه تا طوافتان سخت نباشه.وشروع کردم به خارج کردن پماد برروی دستانم وبعد هم مالش پاهای ایشان.
ایشان هم که دید دارم خالصانه برایش دلسوزی می کنم شروع کرد به دعا کردن وتشکر که مادرجان دستت درد نکنه زحمت نکش  خودتو اذیت نکن واین حرفها.ولی شاید باورتان نشه او دعا می کرد ومن پایش را می مالیدم ودر دلم احساس عشق به مادرزنده شده بود واحساس کردم او را مثل مادرم دوست دارم وشروع کردیم به بوسیدن یکدیگر
وهمه ی کدورت بینمان تمام شدوبعد اور ا طواف بردم والان ارامشی دارم که ان را مدیون  راهنمائیهای شما هستم
خدا را شکر کردم که مشکلشان حل شده بود وبعد هم گفتم عزیزم مدیون حدیث امام علی هستید نه من.
مدیون اخلاق خوش خودتان هستید نه من،
مدیون ضیافت الهی هستید که خدا سفرتان را پربارتر ومعنوی تر کند پس از خدا وائمه ممنون باش وسجده ی شکر بجای بیار که بندگیت تکمیل شود.بعد هم از هم خدا حافظی کردیم وایشان رفت
ولی دوست داشتم  این خاطره ی خوش رابا نگارش ابدی کنم.
الــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهی شکر.الــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهی ممــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنونتم

نظرات() 

مدیریت حرم مسجد النبی به استخدام مبلغین به زبانهای مختلف ملل دنیا پرداخته است تا بتواند افکار وهابیت را به همه ی زبانها به دنیا منتقل کند.جالب اینجاست که دلهای این مبلغین را از کینه ونفرت به شیعه سرشار کرده است ولی از انجائیکه علنا قادر به ابراز این کینه ودشمنی نیستند تصمیم گرفته اند اب زیر کاه باشند .اگر به حرم پیغمبر مشرف شوید وبخواهید برای زیارت روضه ی منوره از هفت خوان رستم بگذرید متوجه کثرت انصاف این مبلغین خواهید شد.به مجردیکه تشخیص دهند ایرانی هستید از جلوس بین بقیه ی زائرین ممانعت کرده وبه قسمت ایرانیها هدایتت می کنند .پس از توضیح کامل نحوه ی ورود به حرم دعوت به صبر می شوید تا نوبتتان بشود ولو اینکه اولین گروهی باشید که وارد قسمت انتظار شده باشید اراده کنند اخرین گروه شما را می فرستند ودر صورت اعتراض خواهند گفت چون زایران دیگر کم جمعیتند انها نباید زیاد منتظر بمانند ولی اگر روز دیگر اتفاقا گروه ایرانیها کم جمعیت باشد خواهند گفت اول گروههای پرجمعیت فرستاده می شوند تا زیاد معطل نشوند .یعنی در هر صورت ایران باید تا اخرین لحظه در صف انتظار ان هم با تحقیر منتظر بماند .اما زهی خیال باطل که شیعه معتقد است در یمنی پیش منی یعنی حتی اگر از دور همانجا بنشیند هم می تواند سیم اتصال با پیامبر را بر قرار کرده ودر این فاصله نیز دعا ومناجاتش را بخواند ودرد دلش را به ایشان باز گو کرده ومنتظر گذاشتن انها سبب عصبانیتشان نمی شود تا بتوانند از ایرانیها اتو پیدا کنند وانها را متهم به پرخاش کنند ولی این مبلغین چگونه جواب خدا ورسول اکرم را در نحوه ی برخورد با میهمانان پیامبر خواهند داد والله اعلم/

نظرات() 

پیامبر اکرم صلوات الله علیه در سال 570 میلادی متولد شد ودر 40 سالگی به نبوت رسید واولین اقدام  ایشان پس از هجرت به مدینه تغییر تاریخ از میلادی به هجری قمری بود تا مسلمانان تاریخ دقیق هجرت از مکه به مدینه را دائما به یاد داشته باشندواکنون عربستان سعودی با وجودیکه خود را اقای عالم درجهان اسلام می داند تاریخ کشورش را مجدد به میلادی بر گردانده است
جای نبی اکرم خالی تا ببیند با اقدامات ایشان چه کردند

نظرات() 

عربستان کشوری مسلمان با ادعای دموکراسی.اما جالبه معنای دموکراسی با طعم سعودی را بدانید.در ابتدای ورود به عربستان پس از بازرسی کیف زائران قران همراه انان را به بهانه ی کفر بودن می گیرندوسپس خودشان هنگام برگشت به کشورمان یک قران با چاپ سعودی به ما هدیه می دهند.اگر کفر است نمی دانم چه فرقی بین ان قران واین قران وجود دارد.جالب این است که کسی حق اعتراض هم ندارد ودرصورت اعتراض به ناکجا اباد منتقل می شود.

نظرات() 

سلام بر تو ای مهربان مادر،سلام بر تو ای قلب همه ی افاق،سلام بر تو ای ام ابیها،سلام بر تو وبر اجداد تو،سلام بر القاب زیبنده ی تو،که هم فاطمه ای وهم زهرا هم درخشنده ای وهم خورشید ،هم مادری وهم عشق همسرت،همه توئی وماهمه مریدانت،زهرا جان با زبان بی زبانی برای ابدیت نوشتم دوستت دارم ومی دانم این سطور تا دنیا باقی است باقی است تا شاهد وگواهی بر محبتم به تو باشد .البته این هم نوعی  زرنگی از نوع اینترنتی ان است زیرا می دانم امروزه زمان همچون مومی در دستان ماست که تا ابدیت تاریخ در دست ما باقی خواهد ماند حتی اگر مرگ دامان مارا فراگیرد این سطور را نمی تواند از صفحه ی تاریخ حذف کند.
پس می نویسم وبا عشق هم می نویسم وبه ساحت مقدس فرزندت مهدی فاطمه تقدیمش می کنم.
مهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدی جان میلاد مادرت زهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا مبارک باد.

نظرات() 

سلام دوستان 
پیشاپیش تولد حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها وروز مادر را به تمام مادران عزیز وهمکاران گرامی وخوانندگان عزیز تبریک می گویم
امروز سرکلاس با بچه ها قرار گذاشتیم روز مادر را متفاوت بر گزار کنیم هر کسی طرح مورد نظر خودش رو نوشت وپس از جمع اوری طرحها قرار شد روز شنبه بچه ها با مادرانشان بیان مدرسه تا از اونها در حضور جمع تقدیر کنند وبرنامه های دیگه مثلا رفتن به خانه سالمندان
تزییئ محله به این مناسبت وپرواز بادبادکهایی که در ان بهترین ارزوهایشان را برای مادرانشان نوشته اند تهیه ی شیرینی وگل ومقاله ونامه واین چیزیا 
اما به هر حال جشن روز شنبه چی از اب در خواهد امد منتظر تا اون روز ان شا ئ الله

نظرات() 

متن انگلیسی کتاب تاریخ فلسفه ی اسلامی کارشناسی ارشد لطفا سریعا دانلود فرمائید وبه دوستانتان نیز ایمیل فرماید واطلاع دهید
دانلود

نظرات() 

با سلام به دوستان عزیز
با تلاش فراوان بالاخره امروز مجدد موفق شدم ترجمه ی زبان دکتر جهانگیری رشته فلسفه وکلام اسلامی مقطع ارشد را در وبلاگم جهت دانلود قرار دهم تو را به خدا تا سایت دوباره خراب نشده دانلود کنید وبه دوستان هم اطلاع دهید وبا تشکر امید وارم این دفعه اپلودم را خراب نکنند تا دوباره مجبور شوم ان را در سایت قرار دهم فقط یادتون نشه هر چه سریعتر برای خودتان دانلود کنید ودانلود هایتان را شما هم در وبلاگتان قرار دهید تا اگه یکی خراب شد لااقل دیگری خراب نشه واگه یکی این ادرس رو نداشت اون ادرس رو پیدا کنه وبه دوستانتان هم ایمیل فرمائید البته اگه تونستید من که نتونستم

نظرات() 

دوستان عزیز کتاب در 8قسمت خلاصه شده که از شماره 1 شروع می شود لطفا جهت مطالعه به ترتیب انتخاب فرمائید تا مطلب به هم پیوستگی خود را حفظ کند.

نظرات() 

وجود جدای از زمان نیستوزمان نخستین نام برای حقیقت وجود است.

هیدگر با این درک از زمان قصد تخریب متافیزیک رادارد.

هیدگر:متافیزیک را تاریخ موجود بینی وغفلت از وجود تلقی کرد.

هیدگر:حقیقت وجود سرزمینی است که در متافیزیک به عنوان ریشه درخت فلسفه در ا ن قرار گرفت.

هیدگر:سرنوشت تفکر متافیزیکی ان بوده که ریشه ها بخاطر درخت زمین را فراموش کرده اند.هیدگر:متافیزیک  تا انجا که به موجود می اندیشید نه متذکر وجود است ونه پروای ان را دارد.

ماکس مولر:من بر انم که مابعدالطبیعه وتاریخ موضوعیست که هیدگر در در تمامیت زندگی فکریش کانون تفکربود.

از نظر هیدگر:اینده ،گذشته ،حال ظهورات مختلف دازین است.

اینده===èعین پروا ومبالات است.چون انسان همواره به سوی امکانات شایستهی خود می افکند. برون فکنی مقوم اینده است. یعنی  انچه باید بشوم.

توجه به اینده انسان را متوجه گذشته نیز می کند.که اصل ومنشائی دارد وانچه که بوده است.

حال نیز توجه به انچه بوده است.

هیدگر:وجود در تفکر به زبان می اید.زبان خانه ی وجود است.انسان در خانه ی زبان سکنی دارد. 

نگهبانان این خانه (متفکران )وشاعران خالق کمال هستند.

لوگوس=زبان یونان باستان

هیدگر :زبان المانی را بهترین زبان تفکر می داند چون با زبان یونان امیخته است.

از نظر هیدگر==فراموشی وجود -----تعبیر فلسفی بی خانمانی است.

با موجود بینی ودر حجاب رفتن وجود ====بی خانمانی سرنوشت انسان می شود.

نیچه ===مرگ خدا را اعلام کرد.

از نظر هیدگر ===نیچه مظهر بی خانمانی است.

از نظر هیدگر====نیچه به نیهیلیسم(نیست انگاری)رسیده است.

به جای تفکر به وجود وحقیقت وجود با اعلام بی بنیانی انچه رودرروی اوست وانچه در تاریخ متافیزیک ظهورکردنیست انگاری می کند.

از نظر هیدگر کاری از فلسفه ساخته نیستوبرای تاثیر گذاری در وضع کنونی نمی تواند کاری بکند.

پایان خلاصه نویسی ونت برداری بخشهای مطالعاتی وامتحانی  کتاب فلسفه های اگزیستانس توسط اشرف گلی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه وکلام اسلامی سال تحصیلی 92-93

 

 

 

                         

 

 

 

نظرات() 

نظریه ی دنس اسکوتوس درباره مقولات ومعنا توجه هیدگر را نسبت به وجود وزمان به خود جلب هیدگر در دانشگاه دستیار هوسرل است.

سخن هانا ارنت====<شاگرد هیدگر در مورد استاد:چیزی در کار نبود تا پایه ومبنای شهرت باشد.......

سخن گادامر در شرح هیدگر====<انچه در شخص ودر تعلیم او شاخص بود ،دلبستگی واخلاص تمام او  در کارش بود.

مسئلهی هیدگر از نظر شاگردان وشارحان ویدر دوران تدریس در دانشگاه تفاوت موجودات در 2حالت کتمان وعدم کتمان است.

بولتمان تحت تاثیر هیدگرکتاب مقدس(عهد عتیق)را تفسیر می کند .

هیدگر در پی تامل در افلاطون در رساله ی سوفیست به یک کشف بزرگ می رسد که:بگذاریم موجودات خود ار انچنان که هستندنشان دهند.

هیدگر با انتشار کتاب وجود وزمان از نفوذ فلسفه ی نو کانتی می کاهدوسبب تدریس وکرسی او در دانشگاه می شود.

هیدگر به پیشنهاد هوسرل استاد رسمی فرایبورگ گردید.

مهمترین معرف تفکر هیدگر رساله ی متافیزیک چیست او است که در افتتاح دانشگاه فرایبورگ ایراد کرد.

بیمل:شکوفایی وسط اندیشه های هیدگر از سال 1934شروع می شود.

هیدگر ===èهولدرلین،شلینگ،هگل، افلاطون وفلسفه ی نیچه را در دانشگاه تدریس می کرد.

رساله ی هیدگر در باب اومانیسم ==èنامه ی وی به دوست فرانسویش بوفره است.

اثار هیدگر==شرح اشعار هولدرلینفراههای جنگلی،نیچه|،نشانه های راه،(مجموعه مقالات)تکنیک وگشت،درراه زبان

ویژگی منحصر بفرد هیدگر زبان دشوار اوست.

کلمه ی  دازین از هیدگربه معنی اطلاق بر انسان به جهت نسبت انسان با وجود.

مرکب از 2کلمه ی دا___به معنی انجا و___زین --------به معنی وجود.

اگزیستانس=

هیدگر با پرسش درمورد وجود رنگ فلسفهی غربی خود را به شرق متمایل می کند.

برهان انی به این مطلب که رنگ هیدگر شرقی شده بود وجود متفکرانی چون هانر کربن وتوشیهیکو می باشد.

هانر کربن اثار ملاصدراوشیخ اشراق را می خواند ومی بیند که اثار هیدگر رنگ عرفانی  دارد.

توشیهیکو ایزوتوست هم اثار ملا هادی سبزواری وهیدگر را تطبیق می دهد.

از ویژگیهای فیلسوفان اگزیستانس مثل هیدگر ======توجه به افعا ل انسانی به طور کلی است.

مقصود هیدگر از مقوله های اگزیستانسیال ===اموالی است که کم وبیش به همه ی انسانها عارض می شود.

در عرفانهای عملی نظر به ساحت فرا زمان است.

از نظر هیدگر وقتی از سیر کثرت به وحدت صورت گرفت می توان رشته های راهنمای مناسب برای مقارنه وگفتگو فراهم کرد.

مهتا========هیدگر را =======ریش غرب خواند.

از نظر هیدگر:

1-معرفت به وجود دازین برای هرکس به اندازه ی بهره ی او از وجود است.

2-وجود شناسی اسیری است که هرکس بر اساس احوال خود بهه مرتبه ای از ان نایل می اید.

3-محل ظهور وبروز وجود ===انسان است.

4-دازین===وجود زمانی است پس انسان واثارش هم تاریخمند است.

5-متفکران اصیل سخنگویان عصر خویشند.

کتاب ====وجود وزمان ====مهمترین معرف هیدگر  است.

هیدگر اول___به اثبات زمان در انسان می پردازد.

هیدگر دوم___میگوید وجود خود باید خود را اشکار کندلذا سعی به تامل در سخن کسانی می کند که دعوت وجود را اجابت کرده اند.

عاملیکه به اثار هیدگر وحدت می بخشد=====پرسش وجود است.

هیدگر در کتاب وجود وزبان فلسفهی نوکانتی را کنار می گذارد وبه پدیدار شناسی هوسرل جهت نو می بخشد.واز سوی د یگر تاریخ متافیزیک ((غرب را از افلاطون تا نیچه دربرابر سوال اصلی وجود یعنی معنای وجود قرار می دهد .

از نظر هیدگر :کار فیلسوف وقتی شروع می شود که می خواهد درک از وجود را روشنی بخشد.

هیدگر-----روش -----پدیدار شناسی -----را برای دریافت وجود بکار می برد.

پدیدار شناسی هیدگر وام دار هوسرل است.

تفاوت پدیدار شناسی در هیدگر وهوسرل به تفاوت معنا دروجود وموجود نزد هیدگر است.

پدیدار شناسی در هیدگر توجه به وجود است ولی نزد هوسرل به ذات شیء.

ذات شیء از نظر هوسرل ========<خود اگاهی واگاهی.

هوسرل در مرحله ی موجود بینی است ودر دام سوبژکتیویسم (اصالت فاعل شناسایی)گرفتار است.من یا سوژه می کوشد به خود شیء وذات التفات کند.

اما هیدگر ظاهر کننده ی اشیاء را وجود می داند نه سوژه.

از نظر هیدگر ظاهر کننده ی اشیاءرا وجود می داند نه سوژه.

از نظر هیدگر موجود بینی ووجود بینی دو خصوصیت اساسی تفکر است که بین تفکر حقیقی وغیر حقیقی تمیز داد.

کی یرکه گور ویلسپرس موجود بیند.

چرا به جای عدم،موجودات یافت می شوندمی شوند؟این سوال مسیر فلسفی هیدگر است.

قدیس پولس===فلسفه را بلاهت خواند.

هیدگر =====فلسفه  ی مسیحی را ===دایره ی مربع خواند.

در نظر هیدگر ====پرسش اساس تحقیق وتفکر است.اگر پرسش اصیل باشد از وجود است واز دازین سر می زند.

اگزیستانس ====برای هیدگر -----مبدا برای ایضاح وروشنی بخشیدن به وجود است.

دازین از نظر هیدگر تعین وتشخص خاصی ندارد.بستگی به نسبت او با وجود دارد.

هیدگر:معرفت متافیزیک به موجودات همیشه مبتنی بر یک مفهوم ماتقدم از وجود است.

از نظر هیدگر =èامکان نهایی مظهریت وجود ----مرگ است.

با مرگ اگاهی انسان فنای خویش را درک می کند.

هیدگر:::::::عالم نه سوبژکتیو وشخصی است ونه عینی وابژکتیو.

انسان -------عالم دارد وحیوانات محیط دارند.

هیدگر:هرگونه فهم اصیل وحقیقی از وجود ،،،،،،منوط به لحاظ زمانمندی ان هاست.

وجود جدای از ز

نظرات() 

وجود لنفسه دارای خلا وعدم است که این عدم در پی هستی بخشیدن است.

انسان بایدا ز فی نفسه به لنفسه تبدیل شود .وجودلنفسه عین ازادی واختیار است.

حکایت انسان در زندگی خود به تعبیر البرکامو ==èافسانه ی سزیوف در فرهنگ یونانیان است.

فریوف تخته سنگ بزگی را بالای کوه میبرد وبعد می افتد ودوباره سعی می کند.

انسان در طول تاریخ درحال ساختن تمدن است.ولی باز خراب می شود.

انسان شوژه است ---------------وجود فی نفسه ابژه انسان است.

بنیان همهس اندیشه های سارتر اعتقاد به مرگ خداست.

سارتر:احساس وجود خدا را درک می کندولی به این جهت که می خواهد خودش خدا باشد.

سارتر:ایمان بخدا را پوششی برای فریب دادن خودش ورهایی از رنجی می داند که در صورت اقرار به فقدان خدایی برای عالم به او دست می دهد.

از نظر سارتر:ایمان مانع از مواجهه انسان با حقیقت خویش می شود .

دغدغه ی همیشگی سارتر :........................خدا

دریافت (استایوسکی )اگر خدا نباشد هر کاری مجاز است.

طرح سارتر:با نیستی خدا والحاد اغاز وبه اومانیسم ختم مس شود.

اومانیسم=بشریت

از نظر سارتر موجودیکه ازادی مطلق دارد عدم است.

اومانیسم اگوستکنتی=ماشیسم

اومانیسم سارتری==اگزیستانسیالیسم

چون بشر در خارج از خود مدام بشریت رامی جوید .

درالهیات مسیحی کاتولیکی خداوند مبداءوغایت همه ی موجودات عالم است<<<<<توماس اکوئینی

سارتر:خدا وجود فی نفسه لنفسه است

برهان سارتر برای رد وجود خدا.......1-ازادی مطلق انسان.چون ازادی از بدیهی ترین دریافتهای ما از خودمان است پس خدا را قبول نداریم.

برهان دوم......وجود شر در عالم

شخصیت اصلی نمایشنامه ی خدا وشیطان ===èگوتز است که چون به ازادی مطلق می رسدمعتقد به نیستی خدا می شود.

ازادی مورد نظر سارتر با گذشتن از شیطان وخدا میسر می شود.

ارامشی که در پی ایمان به خدا حاصل می شوداز نظر سارتر دلیل ===چشم پوشیدن از بی معنایی عالم وازادی مطلق انسان است.

نتیجه ی الحاد سارتر====انسان با دریافت فقدان خدا به ازادی مطلق خویش توجه می کند.

در اصطلاح وجود شناسانه یسارتر==èانسان وجود لنفسه ا ست.

==============یاسپرسèاگزیستانس است.

=============هیدگرèدازین است.

سارتر متافیزیک افلاطون را انکار می کند.

تقدم وجود انسان بر ماهیتش از نظر سارتر در وجود لنفسهی انسان است که تهی است ومنشا ء اگاهی وازادی واعمال خویش است.

از نظر سارتر èتا زمانیکه انسان دارای جنبه ی لنفسه است تعریف نمی شود .فقط پس از مرگ وجسم شدن تعریف می شود.

سارتر:جهان هر کس به اندازه ی وسعت اگاهی اوست.

سارتر:پس از برداشتن خدا از عالم است که منشا هر گونه معنایی را انسان می  داند.

از نظر سارتر:اول ودوم وشنبه ویکشنبه هیچ معنایی ندارد.همه چیز به تصادف است.

سارتر عالم ادب وهنر را راهی برای خروج از رنج وغلبه بر تهوع می داند.

بیان اندیشه ی سارتر=====èاومانیسم است یا خدا شدن انسان.

از نظر سارتر:اعتقاد به بی معنایی مرگ ونفی عالم ابدی ==èسبب شجاعت وصبوری انسان می شود.

داستان دیوار از سارتر==èخودکشی را جایز نمی داند چون باید شجاعانه در مقابل مرگ ایستاد.

سارتر در رمان تهوع :جهان مخلوق نیست.چون خالقی وجود ندارد===èاثبات این مطلب با متافیزیک نیستبلکه با نحوه ی پدیدار شدن ان بر من فهمیده یم شود.

هرچه از حق به موجودات عالم می رسد از معبر انسان کامل است.عمق نیهیلیسم تاریخ غرب باالتفات به نحوه ی غفلت از نسبت انسان با حق اشکار می شود.

                            هیـــــــــــــــــــــــــدگر

گادامه===èشاگرد هیدگر

هیدگر >>>>>>.فیلسوف المانی است.

ماکس مولر     ....دوست نزدیک هیدگر می گوید:علاقمنی هیدگر به دین وکلیسا تا پایان عمر ادامه دارد.

هیدگر کاتولیک بود ولی کلیسا نمی رفت ولی هرگر ملحد نبوده وبه خدای یکتا ایمان داشته است.

اولین توجه جدی هیدگر به فلسفه در 18 سالگی پدید می اید.

هیدگر با مطالعهی کتاب در باره ی معانی متعدد وجود در فلسفه  ارسطو از فرانتس برنتانو به سوالات هیدگر پاسخ می دهد .

مطالعه ی کتاب در باره ی وجود ،طرح وجود شناسی ازکارل برایک ،هیدگر رابه تاملات بیشتر در مورد وجود می کشاند.

تاثیر عمیق بر نتانوبرهیدگر ،باعث افزایش  یافتن توجه وی به مساله ی وجود است.

استاد هیدگردرالهیات =====èکارل برایک است.

هیدگر با علاقه اثار نیچه وکی یرکه گور را می خواند اما نفی وانکار قاطع متافیزیک در انها را نمی پذیرفت.

نماینده ی برجسته ی نو کانتی ها>>>>>هانیریس ریکرت بود.وهیدگر بوسیله ی او با مکتب نو کانتی ها اشنا شد.

هیدگر در رساله ی دکترای خود با راهنمایی ریکرت با عنوان نظریه ی حکم در مذا هب اصالت روانشناسی (پیسیکولو ژیسم)می نویسد:واقعیات منطقی را نمی توان ب امور روانی وروان شناسی باز گرداند.

گراریش هیدکر در مورد روا ومنطق تحت تاثیر هوسرل است.

پژوهشهای منطقی =èاثر اصلی هوسرل

طریق من در پدیدار شناسی ==èاثر هیدگر

چرا اندیشه های اندیشمنداندر دوران جوانی انها دارای اهمیت ات؟

چون عاری از دخالت هر اندیشه ی دیگری است.

نظریه ی دنس اسکوتو

نظرات() 

وتعالیم او بیشتر به تعالیم عرفا نزدیک است.چون کیش یا دین تنها احکام ظاهری نیست بلکه می تواند حتی شامل احکامی که خودش یا قوانین علمی وضع کرده هم باشد.

نظری مجدد به کی یرکه گور

1-    او متافیزیک یعنی توجه به عقلانیت را نفی می کند.ومسیحیت متکی بر متفیزیک را هم نقد می کند.

2-    به شان فراموش شدهی انسان در تفکر جدید اشاره می کندواز اگزیستانس بعنوان لفظی برای اشاره به مهمترین وجه حیات انسان استفاده می کند.

آنچه او در مورد اگزیستانس ومراحل سیر اگزیستانس گفته با انچه در حکمتهای اسلامی وعرفانی گفته شده شباهتها وتفاوتهایی دارد .

در عرفانهای دینی سیروسلوک رنگ دینی داردومراحل سیر با با ورود عارف به سلک دین ومرحله تدین آغاز می شود.لذا عرفان بیان  احوال مومنین در مسیر التزام به اصول وتعالیم یک دین است.

در افکار کی یرکه گور :به بیان احوال فرد انسانی از ان حیث که انسان است می پردازد.لذا حتی ممکن است از دوره ی استحسانی ولذت جویی اغاز شود وتا مراحل ایمان ادامه پیدا کند .انسان اگزیستانس کی یرکه گور دائما در صیرورت است وکلسلوک باطنی را در معنای عام مورد توجه قرار می دهد.وی با توجه به به باطن واحوال متحول انسانی به نقد تفکر معاصر خویش می پردازد.

افکار وی باعث بروز فلاسفه ونویسندگان اگزیستانس شد ونویسندگان متاثر از توجه به حالات انسانی اموری مثل نگرانی ها ، مرگ،ترس،ومانند ان مورد توجه است.چون در مورد انسان بماهو انسان تامل می کنندد نه بعنوان انسانی دینی .این به این معنی نیست که اگر در عرفانهای دینی به بیان احوال خاص سالکان دینی اکتفا می شود یعنی او امکان بحث عمومی احوال انسانی وجود ندارد.لذا راه گفتگو با فیلسوفان اگزیستانس وجود دارد.

در عرفان اسلامی به طور ورائ طور عقل دعوت شده است ولی عقل نیز صادر اول است واولین تجلی حق تعالی است.لذا فرارفتن از عقل سبب خروج از دایره ی مطلق نمی شود .لذا خدای مورد نظر کی یرکه گورنمی تواند موجد وخالق ومبدع موجودات عالم باشد.

سوبژکتیو وموجود بینی 2ویژگی بنیادی انحای تفکر دوره ی جدید است که کی یرکه گور از انهاست.

                  ســــــــــــــــــــــــارتر

از نظر وی اگزیستانسیالیسم چیزی جز کوشش برای استنتاج نتایج یک نگرش الحادی منسجم نیست.

بزرگترین دریافت سارت====èالحاد است.===èاومانیسم

کتاب کلمات منبع مهمی است برای پی بردن به افکار سارتر

سارتر متولد پاریسو2ساله بود که پدرش فوت کرد.وبا مادرش به منزل جدش می رود

که بین پدربزرگ ومادر بزرگش اختلاف عقیده در کاتولیک وپروستستان وجود دارد ودایم بین انها نزاع بوده است وسارتر در محیطی پر نزاع بزرگ می شود وبه این می رسد که الحاد بهتر است.شکل ظاهری او ومشکلات دوران کودکیش وازدواج مجدد مادرش همه باعث رسیدن او به  الحاد می شود.

سارتر:هیچ کفر والحادی نیست که ریشه در نابسامانی اجتماعی نداشته باشد.

سارتر در اندیشه های فلسفی اش از هوسرل وهیدگر اثر می پذیرد.

آثار سارتر:کلمات،هستی ونیستی،عقل دیالکتیکی،تخیل،تهوع،دیوار

شروع فعالیت قلمی سارتر با کتاب تخیل بود

آثار فلسفی سارتر:هستی ونیستی،عقل ودیالکتیکی

کتاب تهوع سبب شهرت سارتر

به نظر سیمون دیوار:سارتر از داستان کوتاه برای بیان اندیشه های خود استفاده می کند.

سارتر:فلسفه راستین فلسفه ایست که درگیر مبارزه شود.

مخالفان سارتر=èفویر باخ-کی یرکه گور-مارکس

سارتر از هگل هم  اثر می پذیرد.

کانون اصلی اندیشه های سارتر====آزادی

از نظر سارترازادی در قالب هنر قابل بیان است.

اگزیستانسیالیسم سارتر رنگ وروح سنت فلسفی فرانسه دارد.

کتاب نقد عقل دیالکتیکی برای تعدیلل مارکسیسم بوسیله ی اگزیستانسیالیسم نوشته شده.

سارتر:بین ماتریالیسم تاریخی ومتافیزیکی فرق است .ماتریالیسم تاریخی تصوری کاملا انضمامی از جهان موجودات خارج است ولی ماتریالیسم متافیزیکی انسان هم در شمار موجودات طبیعی است وهم انسان می خواهد در ضمن قوانین حاکم بر کل عالم فهمیده شود.

کلیه اثار سارتر==èدر فهرست کتب ضاله ی کلیساست.

روح اندیشه واثار سارتر==èالحاد واومانیسم است.

سارتر تحت تاثیر هوسرل===èوجود را عین پدیدار می داند.

از نظر سارتر====تجربه ی وجود خارجی بصورت وجود فی نفسه ا ست.

از نظر سارتر:=======وجود فی نفسه-----------شعور وانفعال ووجدان ندارد.

                                 وجود لنفسه...........فرارفتن از وجود فی نفسه را وجود لنفسه گویند

                      وجود لغیره-----------جهت اشاره به وجود دیگران است.

شناخت ====èنتیجه ی وجود لنفسه است------وجدان وشعور واگاهی دارد.

وجود لنفسه دارای خ

نظرات() 

ب)زمان برایش معنی ندارد

ج)لذت طلب است

د)خواسته هایش جزئی است

ه)زمان برای اومعنی ندارد

و)همواره در سطح زندگی می کند

ز)از اغفال لذت می برد واز منطق گریزان است

به نظر او اغلب مردم از این مرحله بالاتر نمی روند ودر مرحله یاستحسانی می مانند نمونه ی ان را دوژان مثال می زند که فردی است عیاش ولاابالی

2)مرحله ی اخلاقی

نظم وغایت واصول اهمیت داردوفردی است جدی مثل سقراط

در کتاب یا این یا ان به شرح خصوصیات انسان اخلاقی بخصوص سقراط می پردازد.

الف)او منظم است

ب)به جمع می اندیشد

ج)به اصولی حاکم بر زندگی قائل است

د)اهل عمل به تکلیف است

ه)تکالیفش اگاهانه است

و)لذاتش داشتن ارامش است

ز)سیر زمان را درجاودانگی متوقف می کند.

علی العموم این مرحله غایت نیست وانسان رابه سعادت حقیقی نمی رساند لذا انسان سعی در گذر از این مرحله وورود به مرحلهی ایمانی دارد که در کتاب ترس ولرز مرحله ی ایمان را توضیح می دهد

3)مرحله ی ایمانی

کی یرکه گور گذر از مرحله یا ایمان را در مورد عشقش روژین تجربه می کند.چون معتقد است عشق به روژین باعث وصولش بالله شده است

البته فقط در حد ورودش به مرحله ی ایمانی چون به مرحلهی ایمان ابراهیم نرسیده است .

کی یرکه گور از روژین می گذرد تا به خدا برسد چون او را مانع رسیدنش به خدا می داند در واقع او را قربانی وصول خودش به خدا می کند

علی العموم این مرحله بالاترین مرحله است که در ان به اگزیستانس نائل می اید.

الف)ایمان توام با رنج است

ب)شور وشوق همراه دارد

ج)باعث پذیرش خلاف عقل وعرف می شود

ابراهیم مظهر این مرحله است

نیل به مرحله ی ایمان مستلزم لطف وعنایت حق تعالی است

اساس دین قبول امر محال است.یا معجزه.

مسیحیت چون معتقد به متجسد شدن خداست یعنی معجزه اتفاق افتاده وخداوند انسان شده است.

از نظر کی یرکه گور هر چه فرد دارای علوم بیشتری باشد پذیرش دین برایش دشوار تر می شود وپارادوکس(فراکیش)مرحله ی ایمان پارا دوکسی است وورای عقل است.

با ایمان عقل به صلیب کشیده می شودودر این مرحله انسان احساس گناه می کندکه با به مخاطره انداختن خود باید از گناهش بکاهد.

1 )باید از گناه خارج شود

2)جهش وعزم راسخ لازم دارد

3)توفیق را خدا می دهد

4)ایمان خطر کردن است

5)ایمان تسلیم محض خدا شدن است

لذا از نظرکی یرکه گور فیلسوف متشرع مسیحی از گوهر ومغز دین غافلند

نظرات() 

پیش گفتارها ،مراحل راه حیات،ضمایم غیر علمی

آراء کی یرکه گور

او واژه اگزیستانس را در مورد انسان بکار برده  چون خدا همه جا ظهور دارد ونیاز به دلیل ندارد .این اطلاق برای وجهی از انسان نیزاستفاده شده است.

از نظر وی انسان باید اول خود را در اگزیستانس بفهمد واگزیستانس در دایره ی مفهومی وانتزاعی در نمی اید..

انسان همه جا حاضر است واز نظر غاب.از نظر او اگزیستانس در تفکر انتزاعی گم می شود.

از نظر وی متافیزیک به عالی ترین مسائل اندیشه ی انسانی می پردازد.اما از انضمامی ترین  شان متفکر که خویشتن اوست غفلت می کند.

اندیشمند انتزاعی از خود انضمامیش غافل است.این نحوه ی تفکر اصل وبنیاد  اندیشه را فراموش کرده است.

از نظر او عقل ومنطق حجاب اگزیستانس هستند.

حقیقت با مفاهیم انتزاعی وعقلی نه دریافت میشوند نه قابل انتقال اشت.متافی

زیک ازابتدا تا هگل خواسته عقل را مرجع رقرار دهد لذا از حقیقت انسان غفلت کرده است.

دریافت کننده ی حقیقت (( من شخصی ویکتاست)).حقیقت مرا احاطه کرده است وبالاترین مقام ممکن برای انسان شهود حقیقت است .

کی یر که گور می گوید :حقیقت برای من ان چیزی است که خداوند انجام  ان را از من می خواهد.

اگزیستانس فرد یکه است .من منتشر در جمع گم شده است .

انسان در اتحاد با جمع خویشتن اصلیش را گم می کند .

وحدت حقیقی فقط با مرحله ی ایمان حاصل می شود.

از نظر کی یرکه گو عوامل انحطاط در زمانش متافیزیک وکلیسا بوده است.متافیزیک باعث به حجاب کشیدن اندیشه وقوای عقلی انسان است که مانع التفات به خویش شده است .وکلیسا ی مسیحی نیز مجموعه ای از اداب وعادات سطحی بود که تحت تاثیر متافیزیک قرار داشت که در هر دو خود وحقیقت مورد غفلت بودند. چون در متافیزیک <<<<<مبنای نهاییش عقل است

.....................................درکلیسا (1) با تکیه بر تاریخ مردم را به ایمان دعوت می کند

                                             (2)برهانهای کلامی که از متافیزیک اخذ شده

                                             (3)باورهای بسیط وساده ی مردمان

در حالیکه ایمان باید ضمن صیرورتی باطنی ودر نتیجه ی تعارضی که در روح انسان رخ می دهد پدید اید وبه کمال برسد.لذا ایمان قابل انتقال والقاء به دیگران نیست.

نقد متافیزیک هگلی

به نظر کی یرکه گور :هگل نظامی می سازد که خودش درون ان نیست .لذا در نظام هگلی به اگزیستانس اندیشه نمی شود.چون از نظر هگل واقعیت وارد امور انتزاعی نمی شود.

کی یرکه گور کوژیکتیوی دکارت را تکرار معلوم(تاتولوژی)یا متناقض می داند.یعنی فرد می خواهد با تفکری که اگزیستانس در ان مفقود است ان را اثبات کند.

اهل متافیزک از حقیقتی بحث می کند که خود از ان بهره ای ندارد.مثل کلاغی که طعمه ی منقارش را از دست بدهد.

او بدو نحوه تفکر سوبژکتیو (درون ذات)وابژکتیو(برون ذات) را با هم مقایسه می کند ومعتقد است سوبژکتیو چون درون ذات است هم به متعلق فکر اشتغال دارد وهم به فاعل فکر ولی در ابژکتیو با اشتغال به انتزاعیات از اگزیستانس غافل است وچون فکر او انضمامی است وبه انسان کلی می پردازد که با انسان واقعی نسبتی ندارد.لذالک انسان سوبژکتیو همواره با شور وشوق است وفکر او دیالکتیکی است.حقیقت دریافتنی است نه شناختنی.

نقد مسیحیت

مشکل مسیحیت غفلت از ذات دین است.

کی یرکه گور معتقد است عصر ما عصر انحطاط است چون رومانتیکها وپیروان هگل سعی در سلب اعتبار مسیحیت دارندو

رومانتیکها با جنبه های استحسانیوپیروان هگل با منطق وفلسفهی اولی

دین با این روشها قابل بیان نیست.چون نه مسیح فیلسوف بود ونه متفکر رومانتیک فیلسوف است.

لذا ایمان اکتسابی نیست بلکه هدیه ی خداست به انسان ومومن در پی اثبات ایمان نیست چون مستغنی از دلیل است .از نظر کی یرکه گور کسی که از مسیحیت دفاع می کند بی ایمان است چون ایمان اثبات کردنی نیست  که از او دفاع کرد.به نظر وی تنها شرط بدست اوردن ایمان رفتن به سوی انسانهایی است که در مسیر ایمان قرار دارند.او معتقد است کسی که خدا را شناخته باید دست  از عمل وایمان شسته  که به این مقام رسیده است.وقتی انسان خود را نشناخت ایمان وتفکر هم معنی خود را از دست می دهد.واو اگزیستانس را حلال مشکل می داند.

او معتقد است مهمترین واساسی ترین مقوله ی اگزیستانس در پیشگاه خدا بودن است.وهمچنین احساس گناه عامل دیگری است برای التفات دائمی به خویشتن واگزیستانس.

مراحل سیر اگزیستانس

1-مرحله ی استحسانی ولذت جویی

2-مرحله ی اخلاقی ووظیفه شناسی

3-مرحله ی ایمانی ومطلق جویی

1-مرحله ی استحسانی

الف )انسان در حال زندگی می کند

نظرات() 

مقاله ی :روشن نگری چیست....>>>>>اثر کانت <<<<<<درمورد (((((همت او در مورد انسان ))))))است.

عصر رومانتیکà<<عصر درک عدم کفایت عقل محدود  وتوجه به قدرت آفرینندگی ،تخیل،شور وشوق تا بینهایت است.فیخته وشلینگ نمایندگان عصر رومانتیک هستند.

عصر روشنگری=====èتوجه به عقلانیت ودانش وقدرت انسان >>>>>>>برای تنظیم امور خویش وتسلط بر حیات خویش است.

شلینگ فلسفه ی خود را فلسفه ی مثبت می نامد.

هگل را فیلسوفی مولف می دانند .چون عرصه ی تامل خودرا تاریخ تفکر قرار داد.لذا کانت به هگل نزدیک تر است.کانت بر غایت فی نفسه بودن انسان تاکید می کند.

براساس سوبژکتیویسم کانتی>>>>>>برای اینکه هر چیزی در دایره ی ادراک انسانی در اید با متعلق عمل واحساس او واقع می شودباید رنگ اجتماعی به خود بگیرد.

پرسش از من در کانت به >>>>>من استعلایی بر می گردد.

از نظر هگل روح به سه شکل ظاهر می شود.>>>>1-روح فردی

                                                              2-روح قومی

                                                             3- روح جهانی

وانچه اصالت دارد روح قومی وجهانی است .

زمینه ی اصلی افکار فیلسوفان رومانتیک مثل فیخته –شلینگ-وهگل اثار کانت بود.

شلینگ متذکر ایمان به وجود خداست وامر مطلق از نظر او خدا یا جان جهان نام دارد.

از نظر هگل =====>روح قومی حلقه ای از زنجیره ی روح جهانی است.وروح قومی ذاتا جزئی  است.ولی در عین حال چیزی جز روح کلی مطلق نیست  زیرا یکتاست.

آنچه در هگل مورد انتقاد است=====>.نقش اندک انسان به مثابه فرد در نظام وی است.

از نظر هگل===èدرک من از خویشتن نتیجهی فرایند دیگری از نسبت من با دیگران است.

=========èتصور جزئیت از انسان سلب می شود وفهم فردیکه منوط به سیر در تاریخ وروابط پیچیده مفهومی وانتزاعی است .

========èخود آگاهی خدا وبنده منوط به  اگاهی او به دیگری سات.

سوبژکتیو هگل =================== به (روسوودکارت) می رسد.

کی یرکه گور

ویژگی کی یرکه گور:افکار وعملش جدا نشدنی است .از نظر وی اگزیستانس تجربه ی شخصی است.

اصل کلی کی یرکه گور>>>>نه نظریه ودانایی صرف بلکه عمل وزندگی،،نه عینیت خنثی وبدون مشارکت بلکه همراهی وتصمیم فرد.

از نظر وی هیچ تجربه ای به دیگری منتقل نمی شود.

زندگی سخت پدرش وماجرای دشنامش به خدا که فکر می کند مورد لعن خدا واقع شده است اورا به این افکار می کشاند.

اولین اثر وی >>>>>اوراق پراکنده یآنکه هنوز زندگی می کند.

عنوان رسالهی فوق لیسانسش >>>>>>مفهوم ایرونی است.

او معتقد است عشق را باید قربانی کرد تا به خدا رسید .

سپس تحت تاثیر فلسفه به برلین می رودوتحت تاثیر شلینگ قرار می گیرد.

اثارش رابا نامهای مستعار منتشر می کند واز جمله نامهای مستعارش ،صنوبریتنها،جاسوس خدا،سقراط وخرمگس،مصلوب

برترین تجربه اش این است که فهمید می توان به جای مورد لعن خدا بودن مورد رحمت او وقع شد.وتجربه ی ماموریت او از طرف خدا در انجام کاری برترین تجربه ی او بود.

کی یرکه گور مسیحی مومن است اما اهل کلیسا برو نیست وخود را پیرو کلیسا نمی داند .چون او معتقد است کلیسا حقیقت مسیح وایمان را فراموش کرده اند .

آثار ادبی وفلسفی اش با نام مستعار نوشته شده .

مهمترین آثارش این یا ان، ترس ولرز ، تکرار، قطعات فلسفی ،مفهوم ترس آ گاهی،پیش

نظرات() 

با سلام به همه ی عزیزان

چون دانلود خلاصه کتاب فلسفه ه اگزیستانس با مشکل مواجه شده است تصمیم گرفتم متن را در وبلاگ قرار دهم تا راحت قابل مطالعه باشد اما چون حجم ان زیاد بود در چند بخش خلاصه شده است که از شماره 1 شروع می شود

خلاصه کتاب فلسفه های اگزیستانس

توسط اشرف گلی دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه وکلام اسلامی دانشگاه پیام نور لواسانات

ظهور فلسفه های جدید واگزیستانس به قرون بین 17 تا 20 بر می گرددوعلتش ظهور انسان جدید با تلقی جدید از خویش بود

مهمترین فیلسوفان اگزیستانسیالیسم...................1-دکارت وبیکن

........................................................2-کی یرکه گور

.......................................................2-سارتر

.......................................................4-هیدگر

پدر فلسفه ی نو را دکارت دانسته اند

وجه مشترک بین دکارت وبیکن تکیه ی انان بر سوژه فاعل شناسانه subject))می باشد.

کوژیتیویدکارت=من می اندیشم پس هستم.

دکارت با این عبارت نقش اصالت وقوام بخشی اندیشه ی انسان برای کل عالم تاکید می کند.با اصل قرار گرفتن ((من اندیشنده))خدا وجهان جزمن اثبات می شود.

وجود نفس در انسان بین او وسایر هستیتمایز ایجاد می کند.ذات نفس اندیشه است.

((بیکن))))))))))در برداشت کلی از انسان با دکارت تشابه دارد ولی در وجوه فرعی جداست.علم قدرت است کوژیکتیوی بیکن است که مکمل کوژیکتیوی دکارت است.

مهمترین وجه جوهر اندیشنده یا انسان دانش اوست چون دانش قدرت ست.از نظر بیکن معیار اعتبار امور واشیاء این است که در دایره ی اندیشه ی انسان در اید.

نظام دکارتی نظامی مفهمومی وسوبژکتیو (مبتنی بر اصالت فاعل شناسایی است).

فیلسوفان اگزیستانس از انسان به همین فرد موجود ملموس عینی بسنده می کنند ولی دکارت با مرکز نهادن نظام فلسفی خود به من اندیشنده پایه گذار شکاف بین سوژه وابژه بوده است.

فلسفه های اصالت تجربه )آمپریسم)اصول اندیشه یدوره ی جدید را پذیرفته اند ولی به نحو جزیی تر وبه نحو غالب به بحث در ادراکات انسان پرداخته اند.

جان لاک برای انسان ........جوهر عقل قائل است =======ولی عقل را تجربیات خارجی می داند.

لاک هم بین سوژه وابزهواصالت اندیشه جدایی می اندازد.

هیوم>>>>>>

در اصول کلی وضروری عقل شک می کند ولی در اصل جدایی بین سوژه وابژه واصالت من اندیشنده تردیدی ندارد.

ایمانوئل کانت=>>>>>>>

بزرگترین وموثرترین فیلسوف دوره ی جدید است.فهمش از انسان تحت تاثیر روسواست.

مقاله ی :روشن نگری چیست....>>>>>اثر کانت <<<<<<درمورد (((((همت او در مورد انسان

نظرات() 

باسلام فصول مربوط به درس زبان عمومی کارشناسی ارشد فلسفه وکلام را می توانید از اینجا دانلود کنید

نظرات() 

باسلام فصول مربوط به درس زبان عمومی کارشناسی ارشد فلسفه وکلام را می توانید از اینجا دانلود کنید

نظرات() 

کسب رتبه ی اول گروه آموزشی فلسفه ومنطق استان خراسان رضوی را در سال تحصیلی 92-91 به سرگروه محترم ناحیه خانم اشرف گلی تبریک می گوئیم.

                                                                                                          همکاران اموزشی ناحیه 5 اموزش وپرورش ناحیه5 مشهد مقدس

                                                                      جوابیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

با تشکر از کلیه زحمات همکاران محترم گروه اموزشی فلسفه ومنطق ناحیه 5مشهد مقدس بدینترتیب مراتب تقدیر خود را از همکاریهای علمی واموزش شما بزرگواران وارائه ی پاسخ به موقع بخشنامه ها ومقالات علمی وطراحی نمونه سوالات  و...........که همه تواما باعث کسب رتبه ی بدست امده گردیده  است را ابراز می دارم.واز انجائیکه امسال بنده به اداره تبادکان نقل مکان خدمتی کرده ام امیدوارم رتبه ی فوق امسال نیز به همکار محترم خانم صباغ که در غیاب اینجانب سرگروهی رشته را بعهده دارند تعلق گیرد.

نظرات() 

دوستان عزیز چون وارد نبودم چگونه تمام خلاصه را در یک ارسال ثبت کنم مجبور شدم ان را به 3قسمت کرده وارسال کنم

لازم بذکر است از خلاصه ها فقط نیمه ی اول کتاب نظریه معرفت کانت می باشد که جهت خلاصه نویسی برای استاد فتحی نوشته شده است امیدوارم برای امتحان درس فلسفه غرب 1 برایتان مفید باشد

کانت معتقد است شرط لازم انتظام و انسجام (شناخت) است.

وحدت اگاهی====یک شرط استعلائی است که کانت ان را شرط نفسانی استعلائی می نامد.

مفهوم شی====انعکاس وحدت اگاهی است.

اگر مفهوم شی نباشد هیچ تجربه ای در کار نخواهد بود.

مفهوم وحدت پیشینی است.

اگر کثرت نبود مفاهیم تالیف و ترکیب معنایی نداشت و مفهوم ترکیب با این فرض که مفهوم وحدت از قبل وجود داشته است معنا خواهد داشت.

مفهوم جستجو مستلزم مفهوم یافتن است

پس مشخص شد مفهوم وحدت یک مفهوم تجربی نیست بلکه یک مفهوم پیشینی است.

به تمثلی که مقدم بر هر فکری حاصل میشود(((( شهود ))))گویند.

من مورد بحث در جملات من حکم کرده ام، من شهود کرده ام با وجدان یکی نیست با خوداگاهی تجربی یکی نیست.لذا این من یک من استعلائی است.این من استعلائی شرط لازم هر فکر و هر حکم و هر قول است و شرط خود اگاهی است.

کانت این من را ادراک نفسانی استعلائی یا ادراک نفسانی اصیل یا ادراک نفسانی محض مینامد.

ادراک نفسانی استعلائی که همان من استعلائی است دیگر فعل اگاهی ما نیست.بلکه تعبیری است برای بیان وحدت ضروری اگاهی.وحدتی که این گونه متجلی میشود که همه گفته ها و فکرها باید به ضروره قابل ان باشد که با یک من همراه باشد.

بین دو مفهوم جسم و وزن یک وحدت عینی است.یعنی عاری از امور ذهنی.

شناخت تنها از احکام عینی حاصل میشود تنها در این احکام است که انچه به شهود در امده ادراک و فهمیده میشود.

احکام عینی وبالنتیجه شناخت تابع ادراک نفسانی محضند.از نظر کانت احکام متافیزیکی شرایط ضروری شناختند ومقولاتیکه از در این احکام بروز می کنند نیز شرایط ضروری شناختند.

                             خلاصــــــــــــــــــــــه ی استنتاج استعـــــــــــــــــــــــــــلایی

1-      ترکیبی از کثرات وجود دارد وباتجربه ی حسی به ما نرسیده اند بلکه یک حقیقت پیشینی اند.

2-      این ترکیب بوسیله ی باز سازی وباز شناسی حاصل شده وتعبیری است برای وحدت اگاهی

3-      شی مرکب ووحدت اگاهی با یکدیگر لازم وملزوم ومتضایفند.

4-      وحدت اگاهی وبالنتیجه وحدت شی ء نیز شرط ضروری تجربه است.لذا من در ان واحد است.

5-      این وحدت که شرط ضروری وپیشینی تجربه است ادراک نفسانی محض یا ادراک نفسانی استعلایی نام دارد.

6-      ادراک نفسانی محض شرط لازمی است برای الف)ترکیب کثرات ب)وحدت اشیاء ج)استفاده از مفاهیم د)صدور احکام

7-      صدور احکام فقط با استفاده از مفاهیم ممکن می شود لذا مقولات شرط لازم شناختند.

شناخت مستلزم 2چیز است.1---شهود               2-----اطلاق مقولات به شهود امده ها

چرا طبیعت از قوانین پیشینی طبیعیت می کند ؟چون طبیعت را صرفا بوسیله ی مقولات می توان دریافت.

کاری که مقولات با طبیعت می کنند تجویز قوانین پیشینی است.با وجودیکه این قوانین از مقولات استخراج نمی شوند می باید از طریق تجربی معین ومعلوم شوند.وبا مقولات سازگاری ضروری دارند.

                                 شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاکله سازی

بوسیله ی مقولات انچه در زمان ومکان است را می فهمیم .یعنی از نظر کانت ان چیز تحت مقوله  زمان ومکان قرار دارد.

مفهوم گربه تجربی استلذا باید بین مفهوم وان چیز شباهتی وجود داشته باشد.این شباهت از نظر کانت ((((((وجود)))))است.

در استفاده از مفاهیم تجربی هیچ معضل اساسی وجود ندارد.ولی در وضع مفاهیم محض فاهمه که همان مقولاتند مسئله ی شباهت بین مفهوم وانچه مفهوم بر ان اطلاق شده در کار نیست چون این مفاهیم محضند یعنی عاری از محتوای تجربی اند.لذا با هیچ امر تجربی شباهت ندارند.

از نظر کانت میان یک مقوله وانچه مقوله بدان اطلاق می شود فرق است.

انچه بین انها ارتباط برقرار می کند از نظر کانت شاکله ی استعلایی است.واین شاکله چیزی جز زمان نیست.چون زمان صورت پیشینی شهود است واجد هر دو شرط است.

مقوله با تقید به تعینات استعلایی زمان مبدل به شاکله می شود .

بین مفهوم وصورت خیالی مفهوم وبین شاکله وصورت خیالی شاکله فرق است.مثلا در مفهوم گربه تعدد راه ندارد ولی در صورت خیالی گربه می توان انواع گربه را تصور کرد.

بنابراین جهت ارتباط بین یک مقوله وانچه ان مقوله بر ان اطلاق می شود عنصر سومی به نام شاکله ی استعلایی وجود دارد که این شاکله زمان است.

مقولات با انچه از طریق حس به ان می رسیم هیچ شباهتی ندارند چون مقولات مفاهیم پیشینی محضند.

مقوله قاعده ای کلی است که پیش فرض ولازمه ی استفاده از مفاهیم تجربی اند.

مفاهیم تجربی قواعد درجه اولند.

مقولات تجربی قواعد درجه دومند.

پیوند میان مقوله وحس با مفهوم تجربی است

پیوند میان مفهوم تجربی ومقوله با وساطت مقوله است.

اما از نظر کانت شرط انکه یک مقوله بتواند مفید قواعدی برای مفاهیم تجربی باشداین است که شاکله یافته باشد.یعنی مقید به تعین استعلایی زمان شده باشد.

                      خلاصـــــــــــــــــــــــــــه مبحث اســـــــــــــــــــــــــــــتنتاج متافیـــــــــــــــــــــــــــزیکی

کانت مقولات را به 4 گروه (کمیت،کیفیت،نسبت وجهت )تقسیم می کند.

کمیت- ریاضیات ومقدار.اگر مفهوم مقدارشهود  بیرونی بود باید هم امتداد مکانی می داشت هم موجود در زمان می بود.لکن فقط شهودهای درونی زمانی اند ومکانی نیستند.لذا مقوله ی شاکله یافته ی کمیت مفهومی از مقدار است که بعنوان مقدار زمانی فهمیده شود.که این مقدار با افزوده شدن یک نقطه ی زمانی بر نقطه ای دیگر مقدار شده است.

در فهم زمان مفهوم توالی مدخلیت ا صلی دارد.انات زمان متوالیا در پی هم می ایندوزمان توالی این احاد است.

کانت:عدد شاکله ی کیمت (مقدار) است.

کیفیت-مقولات تحت کیفیت (واقعیت،سلب وحصر ) هستند.

این مقولات وقتی بکار برده می شود که می گوییم چیزی وجود دارد.یا ندارد.هر موجود واقعی باید در شهود موجود باشد.یعنی در زمان ومکان با شدت معینی محسوس بالفعل باشد.

چیزی که وجود ندارد بالضروره فاقد مقدار است.وهمچنین بالضروره فاقد شدت وضعف است.کانت از ترکیب انطباعات حسی بوزمان سخن می گوید.

به عقیده ی کانت اینکه هر احساسی که بوجودمی اید می باید از صفر اغاز شود ودر یک سیر متصل بی وقفه به شدت خاص خود برسد یک گزاره ی تالیفی پیشینی است.

نسبت-ذیل این مقوله شاکله ی مقوله ی جوهر ان چیزی است که به رای ما در باب انچه در فرایند تغیر ثابت می ماند تعین می بخشد.

مقوله ی نسبت===1-مقوله ی جوهر-دوام امر واقع در زمان

                      2-مقوله ی علیت-توالی کثرات بشرط انکه تابع قواعد باشد.نحوه ای از توالی زمان است.

                     3-مقوله ی مشارکت.مربوط به قضایای منفصله وشرطی است.

مقولات جهت====1-امکان وامتناع.مقوله ی امکان وقتی شاکله دار شود امکان تجربی است.نه منطقی چون امکان منطقی

                        وقتی مطرح است که مفهوم چیزی فقط فقط متضمن تعیناتی متناقض با هم نباشند.

                       2-وجود وعدم.رفتن از امکان به وجود رفتن از تجربه به امر بالفعل است.

                       3-ضرورت وامکان خاص.شاکله ی ضرورت وجود داشتن است.در همهی زمانها نه محدود به زمان خاصی.

شاکله ی جهت امکان است.ومقصود ان مفهومی است که تعینش چنان باشدکه در لحظه ای از لحظات زمان امکان موجود شدن را داشته باشد.

                           نظام کلیـــــــــــــــــــــــــــــــــه ی اصول فاهمه ی محـــــــــــــــــــــــــــض

اصول فاهمه ی محض احکامی تالیفی وما تقدم هستند.احکامی که مقولات شاکله یافته انها را مشروط ساخته اند..

متناظر با شاکله های کمیت وکیفیت ونسبت وجهت 4اصل به شرح زیر وجود دارد.

1-      اصول متعارفه ی شهود

2-      پیش یابی های ادراک حسی

3-      تشابهات تجربه

4-      اصول موضوعه ی فکر تجربی

                                                             اصول متعارفه ی شهود

تمام تجربیات مشروط به شهود در زمان ومکانند.اگر زمان ومکان صورتهای پیشینی شهود نباشند هیچ چیزی در تجربه موجود نخواهد شد.اما هر چیزی که در زمان ومکان موجود باشد تابع این اصل است که همه ی اشیاء مقادیر ممتدند.

کانت:همچنانکه تخیل یک خط از ترکیب مقدارهای بهم پیوسته حاصل می شود تخیل زمان هم از بهم پیوستن انات حاصل می شود.

این که کانت می گوید:ما نمی توانیم یک خط را بی انکه ان را در ذهن خود تصور کنیم به تصویر در اوریم به بیان روانشناسانه به این معنی است که اول ان را رسم مس کنیم بعد صاحب تصور خط می شویم.لکن مقصود کانت چیز دیگری است

اولا: معلوم نیست مقصود روان شناسان این باشد

ثانیا:تمسک به سخن روانشناسانه بکلی بی وجه است.چون کانت در صدد بیان اصولی تالیفی وپیشینی است.در حالیکه گزاره ی روانشناسانه ی عمل ذهن تالیفی وپسینی است.

زمان نیز این چنین است.

از نظر شارحان کانت:میان بخش حسیات وتحلیل استعلایی (اصول متعارفه ی شهود)تناقض وجود دارد.

زمان ومکان در حسیات مفاهیم تعقلی نیستند.ونمی توان انها را حاصل جمع اجزای زمان ومکان دانست.زمان ومکان بر اجزای خود تقدم دارند.

یک قطعه زمان =وحدت تالیفی احاد زمان

وحدت تالیفی قلم ناشی از مقوله ی شاکله یافته ی کمیت موجب درک قلم می شود.

از نظر کانت:هندسه=ریاضیات مکان

= = = = = :رکن اصلی هندسه=اصول متعارفه ی شهودند که مقادیر ممتدند.

از نظر کانت:هندسه از مبادی حاکم بر ساختن اشکال بحث می کند.

                                       پیش یابی های ادراک حسی

هر ادراک حسی با یک انطباع حسی همراه است که قضیه ای است تالیفی وپسینی

صحت وسقم چنین قضایایی تنها از طریق تجربه میسر است.

از نظر کانت هر انطباع حسیبرای خود درجه ی معینی دارد. بین صفر تا مقدار دلخواه ولذا این قضیه ی تالیفی پیشینی است.

اصول متعارفه ی شهود وپیش یابی های ادراک حسی:مبادی ریاضی اند.

تشابهات تجربه واصول موضوعه تفکر تجربی :مبادی دینامیکی

کانت مقولات ذیل (((کمیت)))و((((کیفیت)))را مقولات ریاضــــــــــــــــــــــــــی می نامد.

= = = = = = = ((نسبت ))و((((جهــت ))را مقولات دینامیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــکی می نامد.

اصول متعارفه ی شهود وپیش یابی های ادراک حسی (((مبادی ریاضـــــــــــــــــــی اند)))))

تشابهات تجربه واصول موضوعه ی تفکـــــــــــــــــــــرتجــــــــــــــــــــــــــربی(((مبادی دینامیـــــــــــــــــــکی اند))).

                         ((((((((( تشابهات تجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــربه))))))))

مقولات جوهر ،علیت ومشارکت بکار حالات سه گانه ی زمان=دوام ،توالی، هم زمانی می ایند.

از نظر کانت تشابهات تجربه سه تا هستند ومبداء حاکم بر انها ارتباط بین ادراکات حسی است.

مقصود کانت از تجربه معرفت تجربی است.

تجربه ترکیبی است از انطباعات حسی وکثرات

سه تا بودن حالات زمان یک حقیقت تالیفی پیشینی است.

این تشابهات سه گانه عبارتند از:

الف:هر چیزی در زمان وجود دارد لذا هر چیزی کثرتی از انطباعات حسی ای است که متوالیا روی می دهند.

ب):کانت در این تشابه سعی در اثبات اصل علیت دارد.وفکر می کند نظر هیوم را رد کرده است.از نظر کانت هر تغیری در انطباق با قانون رابطه ی علیت ومعلول روی می دهد.

ج)در تشابه دوم کانت بین توالی زمانی درون ذهنی وبرون ذهنی فرق گذاشت .فرق بین نظم درون ذهنی وبرون ذهنی در این است که یکی برگشت پذیر است ودیگری برگشت ناپذیر.

نظم برون ذهنی مقوم یک حادثه است وونظم درون ذهنی نه.

در تشابه سوم سعی در اثبات این دارد که کل اشیایی که همزمان با هم موجودند با هم رابطه ی متقابل دارند.

 

 

 

 

 

ک

نظرات() 

نظرسنجی

    لطفا نظرات خود را مکتوب بفرمائید


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :