تبلیغات
خاطرات و خلاصه دروس یک معلم - اگزیستانس 6

خاطرات و خلاصه دروس یک معلم

وجود لنفسه دارای خلا وعدم است که این عدم در پی هستی بخشیدن است.

انسان بایدا ز فی نفسه به لنفسه تبدیل شود .وجودلنفسه عین ازادی واختیار است.

حکایت انسان در زندگی خود به تعبیر البرکامو ==èافسانه ی سزیوف در فرهنگ یونانیان است.

فریوف تخته سنگ بزگی را بالای کوه میبرد وبعد می افتد ودوباره سعی می کند.

انسان در طول تاریخ درحال ساختن تمدن است.ولی باز خراب می شود.

انسان شوژه است ---------------وجود فی نفسه ابژه انسان است.

بنیان همهس اندیشه های سارتر اعتقاد به مرگ خداست.

سارتر:احساس وجود خدا را درک می کندولی به این جهت که می خواهد خودش خدا باشد.

سارتر:ایمان بخدا را پوششی برای فریب دادن خودش ورهایی از رنجی می داند که در صورت اقرار به فقدان خدایی برای عالم به او دست می دهد.

از نظر سارتر:ایمان مانع از مواجهه انسان با حقیقت خویش می شود .

دغدغه ی همیشگی سارتر :........................خدا

دریافت (استایوسکی )اگر خدا نباشد هر کاری مجاز است.

طرح سارتر:با نیستی خدا والحاد اغاز وبه اومانیسم ختم مس شود.

اومانیسم=بشریت

از نظر سارتر موجودیکه ازادی مطلق دارد عدم است.

اومانیسم اگوستکنتی=ماشیسم

اومانیسم سارتری==اگزیستانسیالیسم

چون بشر در خارج از خود مدام بشریت رامی جوید .

درالهیات مسیحی کاتولیکی خداوند مبداءوغایت همه ی موجودات عالم است<<<<<توماس اکوئینی

سارتر:خدا وجود فی نفسه لنفسه است

برهان سارتر برای رد وجود خدا.......1-ازادی مطلق انسان.چون ازادی از بدیهی ترین دریافتهای ما از خودمان است پس خدا را قبول نداریم.

برهان دوم......وجود شر در عالم

شخصیت اصلی نمایشنامه ی خدا وشیطان ===èگوتز است که چون به ازادی مطلق می رسدمعتقد به نیستی خدا می شود.

ازادی مورد نظر سارتر با گذشتن از شیطان وخدا میسر می شود.

ارامشی که در پی ایمان به خدا حاصل می شوداز نظر سارتر دلیل ===چشم پوشیدن از بی معنایی عالم وازادی مطلق انسان است.

نتیجه ی الحاد سارتر====انسان با دریافت فقدان خدا به ازادی مطلق خویش توجه می کند.

در اصطلاح وجود شناسانه یسارتر==èانسان وجود لنفسه ا ست.

==============یاسپرسèاگزیستانس است.

=============هیدگرèدازین است.

سارتر متافیزیک افلاطون را انکار می کند.

تقدم وجود انسان بر ماهیتش از نظر سارتر در وجود لنفسهی انسان است که تهی است ومنشا ء اگاهی وازادی واعمال خویش است.

از نظر سارتر èتا زمانیکه انسان دارای جنبه ی لنفسه است تعریف نمی شود .فقط پس از مرگ وجسم شدن تعریف می شود.

سارتر:جهان هر کس به اندازه ی وسعت اگاهی اوست.

سارتر:پس از برداشتن خدا از عالم است که منشا هر گونه معنایی را انسان می  داند.

از نظر سارتر:اول ودوم وشنبه ویکشنبه هیچ معنایی ندارد.همه چیز به تصادف است.

سارتر عالم ادب وهنر را راهی برای خروج از رنج وغلبه بر تهوع می داند.

بیان اندیشه ی سارتر=====èاومانیسم است یا خدا شدن انسان.

از نظر سارتر:اعتقاد به بی معنایی مرگ ونفی عالم ابدی ==èسبب شجاعت وصبوری انسان می شود.

داستان دیوار از سارتر==èخودکشی را جایز نمی داند چون باید شجاعانه در مقابل مرگ ایستاد.

سارتر در رمان تهوع :جهان مخلوق نیست.چون خالقی وجود ندارد===èاثبات این مطلب با متافیزیک نیستبلکه با نحوه ی پدیدار شدن ان بر من فهمیده یم شود.

هرچه از حق به موجودات عالم می رسد از معبر انسان کامل است.عمق نیهیلیسم تاریخ غرب باالتفات به نحوه ی غفلت از نسبت انسان با حق اشکار می شود.

                            هیـــــــــــــــــــــــــدگر

گادامه===èشاگرد هیدگر

هیدگر >>>>>>.فیلسوف المانی است.

ماکس مولر     ....دوست نزدیک هیدگر می گوید:علاقمنی هیدگر به دین وکلیسا تا پایان عمر ادامه دارد.

هیدگر کاتولیک بود ولی کلیسا نمی رفت ولی هرگر ملحد نبوده وبه خدای یکتا ایمان داشته است.

اولین توجه جدی هیدگر به فلسفه در 18 سالگی پدید می اید.

هیدگر با مطالعهی کتاب در باره ی معانی متعدد وجود در فلسفه  ارسطو از فرانتس برنتانو به سوالات هیدگر پاسخ می دهد .

مطالعه ی کتاب در باره ی وجود ،طرح وجود شناسی ازکارل برایک ،هیدگر رابه تاملات بیشتر در مورد وجود می کشاند.

تاثیر عمیق بر نتانوبرهیدگر ،باعث افزایش  یافتن توجه وی به مساله ی وجود است.

استاد هیدگردرالهیات =====èکارل برایک است.

هیدگر با علاقه اثار نیچه وکی یرکه گور را می خواند اما نفی وانکار قاطع متافیزیک در انها را نمی پذیرفت.

نماینده ی برجسته ی نو کانتی ها>>>>>هانیریس ریکرت بود.وهیدگر بوسیله ی او با مکتب نو کانتی ها اشنا شد.

هیدگر در رساله ی دکترای خود با راهنمایی ریکرت با عنوان نظریه ی حکم در مذا هب اصالت روانشناسی (پیسیکولو ژیسم)می نویسد:واقعیات منطقی را نمی توان ب امور روانی وروان شناسی باز گرداند.

گراریش هیدکر در مورد روا ومنطق تحت تاثیر هوسرل است.

پژوهشهای منطقی =èاثر اصلی هوسرل

طریق من در پدیدار شناسی ==èاثر هیدگر

چرا اندیشه های اندیشمنداندر دوران جوانی انها دارای اهمیت ات؟

چون عاری از دخالت هر اندیشه ی دیگری است.

نظریه ی دنس اسکوتو

نظرات() 
دوشنبه 26 آبان 1393 07:08 ب.ظ
سلام خانم عزیزم واقعاعالی بود
یکشنبه 25 آبان 1393 10:01 ب.ظ
سلام خانم عزیزم واقعاعالی بود
یکشنبه 25 آبان 1393 10:00 ب.ظ
سلام خانم عزیزم واقعاعالی بود
یکشنبه 25 آبان 1393 10:00 ب.ظ
سلام خانم عزیزم واقعاعالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :