تبلیغات
خاطرات و خلاصه دروس یک معلم - دعای کمیل مدینه النبی

خاطرات و خلاصه دروس یک معلم

اخرین روز اقامتمان در مدینه جمعه بود.قرار بود پنجشنبه شب دعای کمیل را بین الحرمین کنار حرم ائمه ی بقیع برگزار کنیم.نماز مغرب و عشاءکه تمام شد راهی پیوستن به جمع ایرانیان و شیعیان شرکت کننده در دعای کمیل شدم.دعایی بسیار زیبا  با مضامینی بسیار عاشقانه و عارفانه از امیر مومنان علی علیه السلام به کمیل ابن زیاد.دعائی که مولا اوج خشوع وبندگی مقابل حضرت حق را به کمیل تعلیم می دهند و برای ما نیز به یادگار می گذارند.دعائی که سراسر آن ذکر یا رب یا رب نهفته است و اظهار بندگی در مقابل خدائی که جز او را بندگی نشاید.از حرم که خارج شدم صف طویلی از شرطه های مجهز به ماسک شیمیایی در محل بین الحرمین مستقر شده بودند و دستهایشان را با یکدیگر قلاب کرده بودند که مبادا کسی از قسمت غیر ورودی به مراسم دعای کمیل وارد جمعیت شود.هر یک از زائران شیعی کشور های دیگر که سعی در حضور در مراسم دعا داشتند را به شدت ممانعت کرده و مانع ورود او به مراسم دعا می شدند.فقط هر کسی که کارت ایرانی داشت اجازه ی ورود به مراسم را داشت.بعضی از زائران پاکستانی،افغانستانی،لبنانی،بحرینی وکسانی که شکل وشمایل ایرانی ها را داشتند توانسته بودند همراه ایرانی ها وارد جمعیت شوند.با خود نقل و شکلات آورده بودند و اشک می ریختند که خوشا به سعادتتان .ما از برگزاری چنین مراسمی محروم هستیم و ایرانیان را در آغوش می گرفتند و های های گریه می کردند والتماس دعا داشتند .جمعیت هنوز در حال ازدیاد بود که صدای انفجاری مهیب از دور به گوش رسید و پس از لحظاتی طوفانی عجیب آسمان مسجد النبی را فرا گرفت همراه با ریز گرد های غبار آلود.سرفه های شدید زوار شروع شد اما کسی از جایش تکان نخورد و همچنان منتظر شروع مراسم بودند.برایم عجیب بود صدا چه بود و  ماسکهای صورت شرطه ها چه مفهومی می تواند داشته باشد؟ آیا از وقوع طوفان خبر داشتند؟ آیا از غبار آلود بودن آن مطمئن بودند.ولی عقلم به جائی قد نداد و گمان کردم شاید از وقوع یک زد و خورد فیزیکی با شیعیان در هراسند. در حالیکه اولا شیعیان مهمان آنها در سرزمین آنها هستند و مهمان هیچگاه حریم صاحب خانه را نمی شکند .ثانیا شیعه هیچگاه در برخورد با هیچ مذهبی خصوصا مسلمانان ادعایی جز همدلی و برادری نداشته است و آغاز گز هیچ جنگی در طول تاریخ حیاتش نبوده است.قبل از شروع مراسم نگاهی به اطراف انداختم.پشت بامهای هتلهای دور تا دور بین الحرمین و مشرف به مراسم دعای کمیل مملو از شرطه های مجهز به البسه ی نظامی و ماسک و تیر بار های دور بین دار بودندکه تمام مراسم دعا را نشانه گرفته بودند و آماده ی تیر اندازی در مقابل هر گونه حرکت احتمالی بودند.خنده ام گرفته بود.با خود گفتم خدایا دعای کمیل تمامش راز و نیاز با خداست.از زبان مولی الموحدین علی مرتضی است.علی علیه السلام خلیفه ی چهارم آنهاست و او را احترام می کنند و در کلامش چیزی جز عدل و عدالت سراغ ندارند.چه شده است که برای زمزمه ی دعائی از زبان امیر المومنین این همه دچار واهمه شده اند .به هر حال با حضور نماینده ی محترم بعثه ی مقام معظم رهبری قرائت دعا شروع شد و سیل اشکهای زائران که با یا رب یا رب دعا به آسمان بلند شده بود فضا را منور به نور  ولایت اهل بیت کرده بود.اشکهائی که جز نشان از عبودیت و اخلاص در مقابل پرودگار معنای دیگری نداشت.دعا با ابهت خاصی خوانده شد و با خیر و خوشی الحمدلله به پایان رسید و در خاتمه بلند گو به تشکر از دولت عربستان پرداخت که زمینه ی بر گزاری دعا را فراهم نموده بود.جای همه ی شما خالی.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :