تبلیغات
خاطرات و خلاصه دروس یک معلم - دزدیهای متولیان شهرداری در پارکینگهای عمومی

خاطرات و خلاصه دروس یک معلم

خداکند گذر هیچکس به شهرداری نیفته .هر جا و هر قسمت که زیر مجموعه ی آن باشد فرقی نمی کند.ولی حتما همه ی شما با پارکینگهای عمومی و پارکومترهای شهرداری سرو کار داشته اید.یک سوال؟آیا تا به حال شده یک کدام از شما به ورودی یک پارکینگ عمومی تحت نظارت شهرداری برسید و بشنوید بفرمائید خوش آمدید؟قطعا خیر.همه فقط این جمله را شنیدید شما بدهی دارید.چقدر .علی الحساب 2 تومان بدید.موقع خروج. شما بدهی دارید.چقدر علی الحساب 2 تومان بدید.بفرمائید می شه لطفا رسید بدید.جواب.در حال حاضر سرورها قطعه.اگر سرورها قطعه از کجا فهمیدید بدهی داریم؟ اگر بدهی داریم چرا رسید نمی دهید؟اگر بدهی داریم چرا پول را نقد می گیرید و بدون کارت زدن کارت را در گوشه ای گذاشته و در قبال اخذ وجه فقط میله ی اجازه ی خروج بالا می رود؟روز 25 بهمن 94ساعت 4:15دقیقه وارد پارکینگ خیابان شهید مدرس شدم.قبل از ورودی مامور بدون نگاه کردن به سیستم کامپیوتری گفت 2تومان بدهی دارید.هنگام خروج ساعت 5:20هنگام خروج مامور گفت: 1000 تومان .پرسیدم شما که گفتید بدهی بنده 2 تومانه.گفت فعلا سرورها قطعه.1000 را گرفت و ما خارج شدیم..هیچ کس از وضعیت حساب و کتاب آنها سر در نمی آورد و به هر که اعتراض می کنی می گوید دستورالعمل این است.لطفا اگر مسئولین این متن را می خوانند و خود را مسئول رسیدگی به امور مسلمین می دانند یا پیگیری کنند یا جواب بنده را بفرمایند.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :