خاطرات و خلاصه دروس یک معلم(اشرف گلی)

سلام دوستان.دهه کرامت و ولادت حضرت معصومه و علی ابن موسی الرضا علیهما السلام را تبریک عرض می کنم.روز ولادت حضرت معصومه که مصادف با روز دختر بود من نوبت کشیک خدمتم بود و دخترانم جهت شرکت در جشن روز دختر به حرم دعوت شده بودند.پس از جشن دخترانم پیش من امدند تا ساعت2با هم به منزل بر گردیم.در این فاصله خانمی بسیار مودب.زیبا و خوش صحبت به دفتر پیداشدگان وارد شد و با لهجه ی غلیظ عربی به ما فهماند کفشهایش دست برادرش است و هم دیگر را گم کرده اند.به او فهماندم اینجا بنشیند تا برادرش به دنبالش بیاید.گفت با بلندگو اعلام کنید که زودتر بتواند مرا پیدا کند .به او فهماندم در حرم از بلندگو جهت اینگونه اعلانها استفاده نمی کنیم .فقط اسم گم شده را در سیستم ثبت می کنیم و به همه ی حرم اطلاع رسانی می شود. خانواده ی گم شده به هر قسمت حرم مراجعه کند به او می گویند باید به کجا مراجعه کند و گم شده ی انها کجاست.کمی نشست.ولی بی تاب بود. بسوال کرد شما چگونه عربی یاد گرفتید؟گفتم بنده عربی را در دانشگاه یاد گرفته ام و در دبیرستان تدریس میکنم.هم زمان منم سوال کردم شما هم شاعلید؟گفت من دندان پزشکم.دخترم متوجه شد زبان انگلیسی ایشان قوی است.به سرعت از فرصت ا ستفاده کرد و شروع به انگلیسی با ایشان کرد و بسیار با هم دوست شدند و به هر دو خوش می گذشت.فرصتی بود جهت تکرار محفوظات انگلیسی دخترم که در کلاس یاد گرفته بود.یک ربعی گذشته بود که خانم گفت اگر کفش داشتم به هتل بر می گشتم و انجا منتظر برادرم می ماندم. برایش یک جفت دم پایی فراهم کردیم و به ایشان گفتم اگر به هتل برگردید برادرتان را دیر تر پیدا می کنید.چون کفشهای شما دست ایشان است گمان نمی کند شما به هتل برگردید.ولی گفت شاید به هتل رفته باشد تا من هم بروم.خداحافظی و روبوسی کردیم و ایشان رفت.ولی قول داد اگر هتل را پیدا نکرد مجدد برگردد.هنوز چند دقیقه ای از خروجش از دفتر نگذشته بود که برادرش مراجعه کرد.به ایشان گفتیم خواهرتان به هتل برگشته/گفت چگونه؟بدون کفش؟.گفتیم نه یک جفت دم پائی تحویل ایشان دادیم.تشکر کرد و رفت.مشابه این اتفاق روزانه چندین بار برای ما تکرار می شود.گم شدگانی که فکر می کنند اگر در دفتر بنشینند دیر تر پیدا می شودند.ولی برعکس به دلیل اتصال اطلاعات سیستم به همه ی دفاتر و صحنها سرعت پیدا شدن انها بسیار بالاتر است.برخی گم شدگان بی تاب از دفتر خارج می شوند ولی چون همراه ندارند تماس با انها غیر ممکن است.ولی به محض خروجشان از دفتر خانواده ی انها دنبالشان می اید و با جای خالی گمشده روبه رو می شوند.چندین ساعت طول می کشد که گمشده مجدد مایوس پیش ما برگردد .ولی به محض برگشت شماره تماسی را که از خانواده ی انها گرفته ایم فعال می کنیم و می ایند دنبالشان و افسوس می خورند که چرا از دفتر خارج شده اند.فقط این را می گویم هر کس به این دفتر وارد می شود مهمان خاص و نور چشمی اقا علی ابن موسی الرضا است.امیدوارم ارامش خود را حفظ کند و امورش را به ما و مولا بسپارد.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نظرسنجی

    لطفا نظرات خود را مکتوب بفرمائید


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :