تبلیغات
خاطرات و خلاصه دروس یک معلم(اشرف گلی) - شب چله 1396

خاطرات و خلاصه دروس یک معلم(اشرف گلی)

پنجشنبه 30 آذر 1396

شب چله 1396

نویسنده: یک معلم دلسوز 09155044708تلفن تماس   

سلام به همه ی دوستان همراهم.طولانی ترین شب سالتون بخیر.امیدوارم جمعتون جمع باشه،دمتون گرم باشه،سفره تون پهن و لبریز باشه و دلتون شاد شاد شاد باشه.امیدوارم همه تون دور هم جمع شده باشین و کسی از قلم نیفتاده باشه.اما نمی شه که نمی شه.دنیا دار فناست و بی وفائی.خداوند رحمت کنه همه ی اسیران خاک و درگذشتگان شما رو و خدا رحمت کنه اجداد من رو.خصوصا مادر بزرگ بسیار عزیز و مرحومم رو.امسال  دومین شب چله ایه که در فقدان ایشون برگزار می شه. نه از اون سیمای شاد و مهربون و دعا گویش خبری هست و نه جمعمون جمع شده.چون هر کی دنبال جمع جدیدی بود.خواهرزاده هام مامانشون رو بزرگ می دونن و ایشون میزبان فرزندان و دامادهای خودشه.خواهرانی که هنوز داماد و عروس ندارن منزل مادرشوهرشون جمع شدند و دیگه نمی تونن بهانه بیارن که مادربزرگ صدسالشه و از همه بزرگتره.داداشها منزل مادرخانومها و جمع باجناقهاشون جمع شدن.بنده هم با فقدان پدرشوهرم منزل جاری بزرگ باید جمع بشیم و مراسم عروسی برادرزاده ی اقا رو داریم.مونده مادر و پدر بسیار عزیزم و کوهی از غم وتنهائی.تنهای تنها.البته همه قرار گذاشتیم به جای شب چله شب بعدش همه اونجا جمع باشیم و بزرگتر بودن مامان و بابا رو پاس بداریم و بگیم وبخندیم.جای همتون خالی.تا جمعتون جمعه و اجدادتون در قید حیاتن قدرشون رو بدونید و از اون لذت ببرید و استفاده کنید.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :